گوشی موبایل
تور کیش
اخبار پزشکی سلامت
کافه بازار
بررودكريز

بررودكريز
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
چت باکس
آمار
امروز : 53
دیروز : 57
افراد آنلاین : 2
همه : 22450
photo_2017-01-16_08-24-27.jpg
photo_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_08-23-51.jpgphoto_2017-01-16_08-23-51.jpgphoto_2017-01-16_08-23-51.jpgphoto_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-05.jpg
photo_2017-01-13_09-48-05.jpg
photo_2017-01-13_09-48-05.jpg
photo_2017-01-13_09-48-05.jpg
photo_2017-01-13_09-48-05.jpg
photo_2016-11-11_02-07-07.jpg
photo_2016-11-11_02-07-07.jpg
photo_2016-11-11_02-07-07.jpg
photo_2016-11-11_02-07-07.jpg
photo_2016-11-11_02-07-07.jpg
photo_2017-01-13_11-53-58.jpg
photo_2017-01-13_11-53-58.jpg
photo_2017-01-13_11-53-58.jpg
photo_2017-01-13_11-53-58.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg


http://barrud.rasekhoonblog.com

 

 
احمداسماعيلي كريزي/"استان خراسان رضوي،شهرستان كاشمربخش كوهسرخ"
شكلك هاي محدثه
photo_2017-01-16_08-24-27.jpg
photo_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_08-23-51.jpgphoto_2017-01-16_08-23-51.jpgphoto_2017-01-16_08-23-51.jpgphoto_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_08-24-27.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpgphoto_2017-01-16_04-36-17.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2016-11-01_04-00-14.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-08_03-37-19.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-13.jpg
photo_2017-01-13_09-48-05.jpg
photo_2017-01-13_09-48-05.jpg
photo_2017-01-13_09-48-05.jpg
photo_2017-01-13_09-48-05.jpg
photo_2017-01-13_09-48-05.jpg
photo_2016-11-11_02-07-07.jpg
photo_2016-11-11_02-07-07.jpg
photo_2016-11-11_02-07-07.jpg
photo_2016-11-11_02-07-07.jpg
photo_2016-11-11_02-07-07.jpg
photo_2017-01-13_11-53-58.jpg
photo_2017-01-13_11-53-58.jpg
photo_2017-01-13_11-53-58.jpg
photo_2017-01-13_11-53-58.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg
photo_2017-01-16_04-36-07.jpg


http://barrud.rasekhoonblog.com

 

 
احمداسماعيلي كريزي/"استان خراسان رضوي،شهرستان كاشمربخش كوهسرخ"
شكلك هاي محدثه









ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۹:۴۳:۱۲ ] [ ahmad ]


فيلم | خاطرات آيت‌الله هاشمي: بهشتي گفت اين آسياب به نوبت است

چند رسانه‌اي > فيلم - بخشي از خاطرات آيت الله هاشمي رفسنجاني را در ويدئوي زير ببينيد.

آفتاب‌‌نيوز :


آ



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۹:۱۰:۳۷ ] [ ahmad ]

 
يك قدم تا پيروزي
كد خبر: ۹۰۰۰
تعداد بازديد: ۲۰۰۶۷
تاريخ انتشار: ۲۶ دي ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۳
 
26 دي سالروز فرار تاريخي شاه مخلوع ايران است؛ فراري كه سقوط رژيم شاه را حتمي كرد و باعث شد كمتر از يكماه انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسد.
فراديد| 26 دي سالروز فرار تاريخي شاه مخلوع ايران است؛ فراري كه سقوط رژيم شاه را حتمي كرد و باعث شد كمتر از يكماه انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسد.
 
به گزارش مجله تاريخ فرديد، همزمان با فرار شاه، مردم در سراسر ايران به خيابان‌ها آمدند و با پخش شيريني، اين رويداد مهم تاريخي را جشن گرفتند و 26دي ماه 57 نقطه عطف ديگري در تاريخ انقلاب اسلامي به شمار مي‌رود.  
 
محمدرضا شاه در حالي كشور را براي هميشه ترك كرد كه به عقيده برخي تحليلگران در سال‌هاي آخر سلطنت، متوجه سقوط پرشتاب حكومت خود نبود. وقايعي كه در سال­‌هاي آخر سلطنت اتفاق ­افتاد حكومت شاه را به سرنگوني نزديك‌تر مي‌كرد؛ اما افزايش درآمدهاي نفتي، توسعه و بهبود رابطه با همسايگان خود از جمله عراق، حمايت‌ رسانه‌هاي غربي و همچنين حمايت دولت آمريكا از رژيم ايران مانع از آن مي‌شد كه او سست شدن پايه‌ها رژيم را درك كند.
 
محمدرضا پهلوي پس از خروج از كشور به مصر رفت و در "اسوان" مورد استقبال رسمي انور سادات رئيس جمهور مصر قرار گرفت. او سپس مدتي را در مراكش مهمان ملك حسن دوم پادشاه اين كشور بود تا اينكه با فشار دولت انقلابي ايران و ملاحظات سياسي دولت مراكش، مجبور به ترك مراكش شد و در فروردين سال بعد با ويزاي گردشگري به باهاما رفت. پس از آنكه تلاش‌هاي او براي گرفتن پناهندگي سياسي از انگلستان بي نتيجه ماند در خردادماه مجبور به ترك باهاما و سفر به مكزيك شد. امريكا مقصد بعدي شاه بود كه براي درمان بيماري خود مدتي را در آنجا سپري كرد اما با شروع بحران گروگانگيري در سفارت امريكا در تهران او مجبور به ترك اين كشور شد. شاه از امريكا به مصر رفت و در مردادماه در همانجا از دنيا رفت.
 
عكس هاي زير كه بخشي از اسناد تاريخ مصور انقلاب به شمار مي‌رود روايتي از خروج شاه از ايران و شادماني مردم در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي است. عباس عطار، بهمن جلالي و ديويد بارنت عكاساني هستند كه خيابان‌هاي تهران كمتر از يك ماه به انقلاب اسلامي را به تصوير كشيده‌اند و عكاس عكس‌هاي شاه در فرودگاه مهرآباد نيز نامعلوم است.
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
معرفي كابينه شاپور بختيار به محمدرضا شاه. 16 ديماه
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
آخرين كنفرانس خبري شاه در ايران با حضور رسانه هاي خارجي به مناسبت سال نو ميلادي
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
درگيري در خيابان‌هاي تهران در آستانه فرار شاه و تشكيل كابينه بختيار
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
فرودگاه مهرآباد در روز فرار شاه و خانواده‌اش از ايرن. 26 ديماه
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
اتباع خارجي در فرودگاه مهرآباد منتظر خروج از كشور 
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
محمدرضاشاه و فرح ديبا در فرودگاه مهرآباد لحظاتي قبل از خروج از كشور. 26 ديماه
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
محمدرضا شاه و فرح ديبا در فرودگاه مهرآباد لحظاتي قبل از خروج از كشور. 26 ديماه
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
محمدرضاشاه و فرح ديبا در فرودگاه مهرآباد لحظاتي قبل از خروج از كشور. 26 ديماه
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
جشن و شادماني در خيابان هاي تهران پس از فرار شاه
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
جشن و شادماني در خيابان هاي تهران پس از فرار شاه
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
جشن و شادماني در خيابان هاي تهران پس از فرار شاه
 
تصاوير/ فرار شاه از ايران
 
جشن و شادماني در خيابان هاي تهران پس از فرار شاه
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
شادماني در خيابان هاي تهران پس از فرار شاه؛ در حركتي نمادين يك جوان تصوير رهبركبير انقلاب را به جاي عكس شاه روي اسكناس قرار داده است. 
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
شادماني در خيابان هاي تهران پس از فرار شاه؛ در حركتي نمادين يك جوان تصوير رهبركبير انقلاب را به جاي عكس شاه روي اسكناس قرار داده است.
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
ورزنامه با خبر فرار شاه از ايران در دست مردم در خيابان هاي تهران 
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
پاره كردن عكس شاه پس از فرار او از كشور
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
خيابان هاي تهران پس از اعلام خبر خروج شاه از كشور
 
تصاوير/ فرار شاه از ايران
 
خيابان هاي تهران پس از اعلام خبر خروج شاه از كشور
 
تصاوير/ فرار محمدرضاشاه از ايران
 
خيابان هاي تهران پس از اعلام خبر خروج شاه از كشور

 

 

http://barrud.rasekhoonblog.com

 

 
احمداسماعيلي كريزي/"استان خراسان رضوي،شهرستان كاشمربخش كوهسرخ"
شكلك هاي محدثه

 

 

 


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۹:۰۲:۴۹ ] [ ahmad ]

26 دي 1357


فرار شاه از ايران

 

 
شكل گيري و گسترش نهضت اسلامي و هماهنگي قيام هاي مردمي به رهبري امام خميني و برگزاري مراسم چهلم هاي شهدا در شهرهاي مختلف و كشتار 17 شهريور و اعتصاب كاركنان شركت ملي نفت، كنترل امنيت كشور را از دست نيروهاي رژيم و حتي حكومت نظامي خارج نموده و موجب شد كه در زمان كوتاهي، پايه هاي اقتدار رژيم 2500 ساله شاهنشاهي سست شده و منجر به فرار شاه گردد. شاه پس از عدم موفقيت دولت نظامي ازهاري در برقراري نظم و آرامش و رفع اعتصاب ها كه اقتصاد كشور را فلج كرده بود، به رهبران جبهه ملي روي آورد. پس از ناكامي جمشيد آموزگار، جعفر شريف امامي و ازهاري در مهار كردن امواج خشم و نفرت عمومي مردم در جريان نهضت اسلامي، شاه آخرين تير خود را رها كرد و سعي كرد با انتخاب يكي از اعضاي جبهه ملي كه به ظاهر از مخالفان شاه باشد، خشم مردم را فرو نشاند. به همين جهت شاپور بختيار به شرط گرفتن اختيارات كامل و خروج شاه از كشور بعد از راي اعتماد مجلسين به دولت، نخست وزيري را پذيرفت. سرانجام در روز 26 دي 1357، شاه پس از سالها ظلم و جنايت در حق مردم مسلمان ايران، به همراه همسرش، ايران را به سمت مصر ترك كرد، در حاليكه حتي نزديك ترين حاميان و اربابانش هم از پذيرفتن او امتناع كردند. پس از فرار شاه، ملت با آمدن به خيابان ها و اظهار شادماني و پخش گل و شيريني، اين پيروزي بزرگ را جشن گرفتند و اين زماني بود كه رژيم پهلوي پس از 50 سال حكومت استبدادي، روزهاي پاياني عمر خود را سپري مي كرد؛ چنانكه در كمتر از يك ماه پس از فرار شاه، طومار عمر 2500 ساله شاهنشاهي ايران در هم پيچيده شد.
 
 
منبع:مركزاسنادانقلاب اسلامي
 
 
http://barrud.rasekhoonblog.com

 

 
احمداسماعيلي كريزي/"استان خراسان رضوي،شهرستان كاشمربخش كوهسرخ"
شكلك هاي محدثه
 
 

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۹:۰۱:۳۳ ] [ ahmad ]


 

شهادت نواب صفوي و يارانش

 

 

 

 

 
شهيد سيدمجتبي نواب صفوي در سال 1303ش در خاني‏آباد تهران به دنيا آمد و پس از اتمام دروس ابتدايي، به آبادان سفر كرد. سيد مجتبي سپس براي ادامه تحصيل به نجف اشرف مهاجرت نمود و در آن‏جا از محضر مدرسين حوزه علميه نجف اشرف بهره‏مند گرديد. وي پس از چهار سال اقامت در نجف به دستور آيت‏اللَّه سيدابوالحسن اصفهاني جهت مبارزه با كجروي‏هاي كسروي به ايران آمد و با تشكيل "جمعيت فداييان اسلام" به مبارزه با بدخواهان و بدانديشان پرداخت. ترور وابستگان استعماري مانند احمد كسروي، عبدالحسين هژير، علي رزم‏آرا و حسين علاء از جمله فعاليت‏هاي سياسي اين جمعيت مي‏باشد. شهيد نواب صفوي همچنين با حكومت دكتر مصدق به خاطر عدم عمل به احكام اسلامي به مخالفت برخاست و به همين جهت در ايام نخست وزيري مصدّق، دستگير و به زندان افتاد و تا سقوط حكومت مصدق در زندان بود. سرانجام اين مجاهد خستگي‏ناپذير به همراه سه تن از همرزمانش به نام‏هاي خليل طهماسبي، مظفر علي ذوالقدر و سيدمحمد واحدي در بيدادگاه رژيم پهلوي محكوم و در صبحگاه 27 دي 1334 شمسي تيرباران شده و به خيل شهدا پيوستند. بدين ترتيب پرونده ده سال فعاليت سياسي و اجتماعي جمعيت فداييان اسلام بسته شد و جنايت ديگري در پرونده سياه خاندان پهلوي ثبت گرديد. زندگي نامه وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوُا في سَبيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ(1) سيد مجتبي تهراني معروف به نواب صفوي، در سال 1303 شمسي در خانواده اي روحاني و اصيل در خانه محقري در خاني آباد تهران قدم به عرصه ي وجود گذاشت. وي با علاقه و عشقي وصف ناشدني به روحانيت و به قصد ادامه راه آبا و اجداد خود، در اواخر سال 1320، پس از طي تحصيلات ابتدايي و متوسطه، رهسپار حوزه علميه نجف اشرف شد. شهيد از طرف مادر به سادات دُرچه اصفهان منتسب و از طرف پدر ميرلوحي است. شهيد عنوان نواب صفوي را از خاندان مادر به ارث برده است. پدر او مرحوم سيد جواد ميرلوحي، دانشمندي روحاني بود كه در اثر فشار حكومت رضاخان مجبور به ترك لباس روحانيت شد، اما از طريق تصدي وكالت دادگستري همچنان به داد مظلومان مي رسيد. مرحوم سيد جواد در سال 1314 يا 15 در اثر مشاجره و درگيري لفظي با (داور) وزير عدليه ي رضاخان، غيرت علويش به جوش آمد و يك سيلي نثار وي كرد كه در اثر آن سه سال به زندان افتاد. شهيد پس از ورود به نجف اشرف، بدون كوچكترين درنگي به فراگيري مقدمات پرداخت و روابط تنگاتنگي با علماي دلسوز و بيدار و مبارز از جمله صاحب كتاب جهاني و كم نظير الغدير، آيت الله علامه اميني قدس سره برقرار كرد. آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب درباره ي شهيد مي فرمايند:(2) بايد گفت كه اولين جرقه هاي انگيزش انقلابي اسلامي به وسيله ي نواب در من به وجود آمد و هيچ شكي ندارم كه اولين آتش را در دل ما نواب روشن كرد. اعدام انقلابي كسروي و اعلام موجوديت فداييان اسلام بعد از شهريور 1320 و فراگير شدن جنگ جهاني دوم، ايران نيز گرفتار شرايط دشواري شد، از يك طرف مورد تجاوز متفقين قرار گرفت، و از طرف ديگر سود جوياني قلم به مزد و اجير، از آزادي سوء استفاده مي كردند و از طريق ترويج فرهنگ غربي به جان مسلمانان افتاده بودند و درصدد بودند تا آنچه رضاخان از طريق زور قلدري نتوانسته بود انجام دهد، از طريق قلم و نگارش با مخدوش نمودن تاريخ اسلام انجام دهند. «احمد كسروي» از جمله افرادي بود كه خط معارض و مهاجم عليه اسلام تشيع را دنبال مي كرد. او نه تنها در كتاب «شيعي گري» به روحانيت، مقدسات اسلامي، پيشوايان مذهب تشيع و امامان بحق و معصوم عليهم السلام حمله مي كرد، بلكه در كتاب هاي صوفي گري، بهاييگري، مادي گري و حتي تاريخ مشروطيت، مقدسات ديني و روحانيت را مورد حمله قرار داد. نواب با كتاب هاي كسروي در نجف آشنا شد و موجي از احساسات مذهبي و ديني وجودش را فرا گرفت. كتاب ها را نزد علما برد و از آن ها نظر خواست. همه حكم به مهدور الدم بودن نويسنده ي كتاب ها دادند. سيد در اواخر 1323، وارد تهران شد و بدون درنگ به خانه ي كسروي رفت و او را از گفتن و نوشتن سخنان توهين آميز به اسلام و ائمه ي شيعه عليهم السلام و روحانيت برحذر داشت و وقتي مطمئن گرديد كه وي اصلاح پذير نيست، آماده ي اجراي حكم الهي شد. شهيد نواب در هشتم ارديبهشت 1324، در سر چهارراه حشمت الدوله به كسروي حمله كرد ولي توسط پليس دستگير و زنداني شد. بعد از آزادي از زندان، موجوديت فداييان اسلام را طي يك اعلاميه ي رسمي با جمله ي هوالعزيز و تيتر « دين و انتقام» اعلام كرد و اعدام كسروي را پيگيري نمود نواب صفوي به تدريج با جاذبه ي خود، جواناني چون شهيد سيد حسين امامي را جذب نمود و امامي در 20 اسفند 1324، بر كسروي يورش برد و او را زير ضربات اسلحه ي سرد و گرم قرار داد و چون فرشته ي قهر جانش را گرفت. فداييان اسلام و مجريان حكم الهي دستگير شدند و خبر اعدام انقلابي كسروي در همه جا منتشر شد و مردم مسلمان را غرق در شادي و سرور نمود. بعد از سال 1327، كه جنبش ملي شدن صنعت نفت به اوج خود رسيد و فعاليت گروه هاي مخالف رژيم علني شد و اقليت موجود در مجلس مانع تصويب قرار داد «گس گلشاييان» گرديد، رژيم استبدادي شاه براي اين كه حتي اقليت مخالفي نيز وارد مجلس نشود، توسط «هژير» دست به تقلب در انتخابات زد و به بهانه ي ترور شاه و دست داشتن آيت الله كاشاني در اين ترور، ايشان را بازداشت و به لبنان تبعيد كرد. فداييان اسلام «هژير» را اعدام انقلابي كردند و با نامزد نمودن آيت الله كاشاني و مصدق، گروه اقليت دوباره به مجلس راه يافت. با وجود اين كه نواب ميانه ي خوبي با ملي گراها نداشت، اما با توجه به رهبريت آيت الله كاشاني و به منظور وحدت مبارزات اسلامي و ملي، از همگامي و همراهي با آن ها دريغ نورزيد. اعدام انقلابي رزم آرا رزم آرا نخست وزير رژيم پهلوي و دست نشانده ي انگلستان، با ملي شدن صنعت نفت به شدت مخالفت مي كرد و مي گفت كه ملت ايران توانايي و لياقت اداره ي اين صنعت عظيم را ندارد و به عناوين مختلف در تصويب اين قانون در مجلس شوراي ملي كارشكني مي كرد. در روز 16 اسفند 1329 زماني كه اتومبيل رزم آرا جلوي مسجد امام (شاه سابق) توقف كرد و نخست وزير جهت شركت در ختم آيت الله فيض قصد ورود به صحن مسجد را داشت، خليل طهماسبي بي درنگ از پشت سر با شليلك سه گلوله او را از پاي درآورد و خود نيز توسط مأموران دستگير شد. او در بازجويي مي گويد: من نمي گويم سمندر باش يا پروانه باش چون به فكر سوختن افتاده اي مردانه باش بلي من طهماسبي هستم و باكي از كشته شدن ندارم، براي اين كه خداي متعال مي فرمايد: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوُا في سَبيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ پس شما اين را مسلم بدانيد كسي كه شخصيتي را تشخيص داد خائن به دين و مملكت است ترس از كشته شدن ندارد. آن ها زنده اند. ما معتقد به اين حقايق هستيم.» قتل رزم آرا در دل رژيم چنان وحشتي انداخت كه دولت بعدي (حسين علاء) نتوانست با ملي شدن صنعت نفت مخالفتي نمايد و مجبور به استعفا گرديد و مجلس، مصدق را به نخست وزيري انتخاب كرد. آيت الله كاشاني در مصاحبه اي در رابطه با قتل رزم آرا چنين اظهار نظر كرد: «اين عمل (هلاكت رزم آرا) به نفع ملت ايران بود و آن گلوله و ضربه عاليترين و مفيدترين ضربه اي بود كه به پيكر استعمار و دشمنان ملت ايران وارد آمد» و در مصاحبه اي ديگر اظهار مي دارد: «... نخست وزير مقتول در زمان حيات خود از منافع شركت نفت جنوب و سياست استعماري انگلستان به شدت حمايت مي كرد. چون عموم طبقات مردم ايران با تصميم قطعي و خلل ناپذيري براي كوتاه كردن دست طمع سياست استعماري نفت جنوب قيام كرده بودند، پافشاري رزم آرا براي مقاوت در مقابل افكار عمومي ملت ايران و حمايت از شركت نفت باعث خشم شديد و عمومي مردم ايران گرديد و جواني غيور، وطن پرست و متدين از ميان مردم ايران برخاست و نخست وزير بيگانه پرست را به جزاي اعمال خود رسانيد...(3) در مرداد 1331، ماده ي واحدي به تصويب مجلس رسيد كه چون خيانت حاجي علي رزم آرا بر ملت ايران ثابت گرديده، هر گاه قاتل او استاد خليل طهماسبي باشد به موجب اين قانون مورد عفو قرار مي گيرد. بدين ترتيب در 23 آبان همان سال، طهماسبي پس از دو سال و اندي از زندان آزاد گرديد.(4) آيت الله كاشاني در پي آزادي شهيد طهماسبي او را به عنوان «شمشير برّان اسلام» و «مجري اراده و افكار ملت ايران» مورد ستايش قرار داد.(5) پايان كار فداييان اسلام فداييان اسلام از راه تشكيل جلسات تفسير قرآن و اسلام شناسي بر اساس مكتب تشيع، به فعاليت خود ادامه مي دادند و پرچم سبز و سفيد خود را با كلمات زيباي «لا اله الا الله، محمد رسول الله و علي ولي الله» آراسته بودند. در آن موقع در دولت حسين علاء پيوستن ايران به پيمان بغداد مطرح بود كه در حقيقت ايران يكي از اقمار منطقه ي انگليس و امريكا مي شد. فداييان اسلام در 25 آبان كه علاء براي شركت در ختم مرحوم سيد مصطفي كاشاني وارد مسجد امام (شاه سابق) شد توسط مظفر ذوالقدر هدف قرار گرفت اما گلوله به او اصابت نكرد و جان سالم به در برد. در اول آذر 1334، نواب و خليل طهماسبي و عبدالحسين واحدي و جمعي ديگر از فداييان اسلام دستگير شدند و در يك محاكمه ي فرمايشي نواب، سيد محمد واحدي و مظفر ذوالقدر محكوم به اعدام و همگي در حالي كه اذان مي گفتند، تيرباران شدند. جمعيت فداييان اسلام و بخصوص رهبر آن، نواب صفوي و معاون او، سيد عبدالحسين واحدي در تقويت و روي كار آمدن جبهه ي ملي و تصويب ملي شدن صنعت نفت ايران و انتخاب اعضاي جبهه ي ملي به نمايندگي مجلس بازگشت آيت الله كاشاني از تبعيد، نقش اساسي داشتند و اگر قيام مسلحانه ي آن ها نمي بود و رژيم پهلوي از اين جمعيت حساب نمي برد، هيچ يك از موارد ياد شده عملي نمي شد. نامه ي شهيد نواب صفوي به دكتر مصدق(6) شهيد قبل از كودتاي 28 مرداد 1332، در نامه اي به دكتر مصدق او را از سقوط دولت با خبر و به وي جهت اجراي احكام الهي هشدار مي دهد. «هو العزيز آقاي دكتر محمد مصدق نخست وزير پس از سلام، شما و مملكت در سخت ترين سراشيب سقوط قرار گرفته ايد. چنانچه احساس كرده و معتقد شده باشيد كه نجاتبخش شما مملكت، اجراي برنامه ي مقدس پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله مي باشد و پس از تمام جريانات گذشته آماده ي اجراي احكام مقدس اسلام باشيد، قول مي دهم كه شما و مملكت را به ياري خداي توانا و به بركت اجراي احكام و تعاليم عاليه ي اسلام از هر بدبختي و سقوط و فسادي حفظ نموده، به منتهاي عزت و سعادت معنوي و اقتصادي برسانم.» 8 شوال المكرم ه.ق 1372 30 خرداد ماه ه.ق 1332 شهيد از زبان همسرش خانم «نيرالسادات احتشام رضوي» چنين مي گويد: «... خدا رحمت كند، مادرش مي فرمود: نواب يك استعداد خاصي داشت... اين قدر استعدادش فوق العاده بود كه سالي دو كلاس مي خواند. بعد از اين كه دوران ابتدايي تمام مي شود در دبيرستان صنعتي «ايران – آلمان» شروع به درس خواندن مي كند... و در همان دوران تحصيل به نفع اسلام و عليه پهلوي مبارزه مي كند. او يك حالت مبارزه و يك روح با شهامتي داشت كه عجيب بود. در همان زمان، مجلس قانوني را تصويب مي كند كه نواب مخالفت مي كند و 1500 و 1600 نفر از دانش آموزان را جمع مي كند و تظاهراتي را جلوي مجلس راه مي اندازد كه رژيم را وا مي دارد تا درخواست فوق را بپذيرد. اما نواب و همراهانش پذيرش زباني را كافي ندانسته، درخواست پذيرش مكتوب موضوع را مي كنند. لكن عوامل رژيم به جاي پاسخ مثبت اقدام به تيراندازي مي كنند كه در نتيجه يك نفر به شهادت مي رسد... بعد از اين كه ديپلم مي گيرد به آبادان مي رود وارد شركت نفت مي شود. آن جا كه كار مي كنند يكي از متخصصين انگليسي به يكي از كارگرها سيلي مي زند. آقاي نواب بسيار برانگيخته مي شود و مي گويد: واي بر شما كه يك كارگر ايراني را يك انگليسي بزند و همه سكوت كنند، در حالي كه آنان در كشور ما هستند و از منافع ما استفاده مي كنند، و يك عده كارگر را عليه آنان جمع مي كند. آن متخصص انگليسي مي آيد و عذر خواهي مي كند، ولي شهيد نواب مي گويد، نه خير بايد قصاص بشود، كه اين امر منجر به شورش مي گردد. آن گاه تصميم مي گيرند نواب را از بين ببرند كه دوستان نواب او را مخفيانه از بصره به عراق مي فرستند. نامه ي شهيد به فرزند خويش شهيد در فروردين 1334، خطاب به فرزندش مهدي، اين نامه را مي نويسد: «فرزندم مهدي عزيز: صفحه ي دلت بايد آيينه اي باشد كه حقايق قرآني در آن منعكس گرديده و از آن به قلوب ديگران رسيده، محيط شما و اجتماع دور و نزديك شما را منور كند. اين قرآن و آن صفحه ي دل پاك شما. سلامي براي هميشه از دلم برايت، و محبت خدا و محمد و آلش هميشه در دلت.» پي نوشتها: 1- سوره ي آل عمران، آيه ي 169. 2- مجله ي پانزده خرداد، شماره ي 5 و 6، ص 7. 3- گذشته چراغ راه آينده است، ص 570. 4- مسايل سياسي – اقتصادي نفت ايران، دكتر ايرج ذوقي، فصل ششم، ص 261. 5- مجله ي پانزده خرداد، شماره ي 3، سال 1370، ص 36. 6- مجله ي پانزده خرداد 1373، شماره ي 17، ص 128. كتابهايي كه درباره فداييان اسلام توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده: فداييان اسلام به روايت تصوير رهبري به نام نواب نواب اسطوره مهر نقش فدائيان اسلام در تاريخ معاصر ايران يادواره شهيد نواب صفوي خاطرات احتشام رضوي خاطرات محمدمهدي عبدخدايي : مروري بر تاريخچه فدائيان اسلام جمعيت فدائيان اسلام روزنامه نبردملت جريان‌ها و سازمان‌هاي مذهبي سياسي ايران رسائل سياسي- اسلامي دوره پهلوي – جلد اول خاطرات شهيد سيد محمد واحدي بيست سال تكاپوي اسلام شيعي در ايران جمعيت فداييان اسلام به روايت اسناد روزنامه صداي سمنان مقالات مرتبط: كتابشناسي شهيدان فدائيان اسلام شهيد نواب صفوي و فداييان اسلام گروهها در بايگاني سفيد - گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و المسلمين روح‌الله حسينيان گزيده اي از كتاب يادواره شهيد نواب صفوي اسنادي درباره احمد كسروي نواب نوشت ... خاطراتي از نواب و فداييان اسلام
 
 
http://barrud.rasekhoonblog.com

 

 
احمداسماعيلي كريزي/"استان خراسان رضوي،شهرستان كاشمربخش كوهسرخ"
شكلك هاي محدثه

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۸:۵۸:۵۷ ] [ ahmad ]

گزارشي از تحولات منتهي به 28 مرداد؛

ماجراي اولين فرار شاه + تصاوير

25 سال پيش از وقوع انقلاب اسلامي، ديكتاتور پيشين ايران در تنشي با نخست وزير وقت از ايران گريخته و نظام پادشاهي در آستانه ي تبديل به جمهوري  ماجراي اولين فرار شاه + تصاويرقرار گرفته بود، فرايندي كه با كودتاي 28 مرداد ناكام ماند.
 

گروه تاريخ فرهنگ نيوز،از مرداد 1332 به عنوان يكي از نقاط عطف تاريخ معاصر ايران نام برده مي شود، مقطعي كه در آن محمد رضا شاه پهلوي با كودتايي بر عليه دولت وقتِ دكتر محمد مصدق، ضمن عزل نيروهاي ملي، با تغيير مشي عميق به تثبيت جايگاه خويش در راس هرم سياسي ايران مبادرت ورزيد.

سال هاي پس از شهريور 1320 ( پس از عزل رضا شاه از سلطنت)، به دليل جواني شاه، حضور نيروهاي بيگانه در ايران وعوامل متعدد ديگري، زمينه براي فعاليت آزادانه جريان هاي مختلف در سطح كشور فراهم شده بود. از دهه بيست شمسي به عنوان تنها دهه حكومت پهلوي ها نام برده مي شود كه در آن اندك مجالي براي عرض اندام گروه هاي و جريان هاي سياسي متعدد مهيا بوده است. حزب توده به عنوان قديمي ترين و تشكيلاتي ترين حزب تاريخ ايران، در اين دهه در قدرتمندترين جايگاه ممكن خويش قرار داشته است. نيروهاي مذهبي اعم از روحانيون سنتي از قبيل آيت الله بروجردي، روحانيون سياسي هم چون آيت الله كاشاني و روحانيون انقلابي نظير نواب صفوي نيز هم چون سايرين آزادانه به حيات سياسي شان ادامه داده اند. جريان هاي ليبرال، ملي، چپ و... نيز بدون كمترين مزاحمتي به كادر سازي پرداخته اند.

فضاي نسبتا باز سياسي زمينه مناسبي را براي ملي شدن صنعت نفت در خلال گفتگوها و مصوبات مجلس شوراي اسلامي فراهم مي آورد. جريان هاي ملي و مذهبي دست در دست يكديگر در پي اعمال دقيق قوانين مشروطه در مقطع زماني فوق برآمده اند، قوانيني كه به دليل سياست هاي رضا خاني در خلال دو دهه پيشينش صرفا جز نام، چيزي از مشروطه برجاي نگذارده است. چنين فضايي است كه نهايتا به قدرت گيري دكتر محمد مصدق به عنوان نخست وزير ايران منتهي مي شود، فرايندي كه مع الاسف و با اشتباهات متعدد دوام چنداني نداشته و در كوتاه زماني به سركوب و سرنگوني تمامي جناح هاي ايراني توسط دستگاه حاكمه منجر مي گردد.

درست 63 سال پيش در چنين مقطعي فرصت مناسبي براي رهايي از جايگاه فراقانوني محمد رضا پهلوي فراهم آمده بود، رخدادي كه به فرار شاه از ايران منتهي شده و متاسفانه به دليل عدم وحدت موجود در ميان جريان هاي ملي و مذهبي و در ادامه اشتباه هاي پي در پي دكتر مصدق به بازگشت ديكتاتوري پهلوي در كمتر از چند روز از گذر كودتايي نظامي منجر شد، امري كه زمينه تداوم ربع قرن ديكتاتوري مشت آهنين محمد رضا را تا انقلاب 57 منجر شد. در اين وجيزه بر آنيم به شكلي گذرا به رخدادهاي منتهي به فرار كوتاه مدت شاه به خارج از كشور اشاره نماييم.

از زمان اكتشاف نفت براي اولين بار در جهان توسط بريتانيايي ها در مسجد سليمان خورستان تا به امروز، طلاي سياه زمينه ي فراهم آوري بسياري از جدال هاي داخلي در ايران و تنش هاي نظامي در گيتي را فراهم آورده است. در سال ۱۲۸۰ قراردادي توسط دربار به امضا رسيد كه به قرارداد دارسي معروف شد و به مدت نيم قرن، فصلي از تسلط انگليس برحيات سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي ايران گشود. قرارداد دارسي به شكلي ديگر در سال ۱۳۱۲ تمديد شد و در مدتي كوتاه، انحصارات كشورهاي مركز با دست اندازي به منابع كشورهاي پيرامون به تمركز توليد و تراكم سرمايه دست يافتند و به مبارزه براي به دست آوردن بازار كار و كالا و سرمايه پرداختند و جنگ جهاني دوم با چنين اهدافي آغاز شد. از واپسين سال‌هاي جنگ جهاني دوم بدان سو بود كه منافع اساساً نامشروع بريتانيا در ايران در روندي تدريجي ولي مداوم از سوي مردم كشور از قشرها مختلف مورد تعرض و انتقاد قرار گرفته و چند سال بعد و در واپسين روزهاي دهه ۱۳۲۰ش منجر به ملي شدن صنعت نفت ايران شد كه خود البته تحولات سياسي – اقتصادي قابل توجه و سخت اثرگذار و تعيين كننده‌اي را به دنبال آورد. آنچه بود هم‌زمان با شكل گيري اعتراضات گسترده مردمي كه از سوي بسياري از گروه‌هاي سياسي و نيز نمايندگاني از مجلس شوراي ملي حمايت مي‌شد، انگليسيان جهت حفظ و تحكيم موقعيت خود در سر پل‌هاي نفتي ايران بر آن شدند با اعطاي برخي امتيازات محدود بر اعتراضات پايان دهند. مهم‌ترين اين اقدامات قرارداد گس-گلشائيان بود كه به لايحه الحاقي نفت نيز مشهور شده‌است و دولت حاجيعلي رزم‌آرا تلاش فراوان كرد تا بلكه مجلس شوراي ملي آن را تصويب كند. اما به رغم تمام فشارها و تهديدهايي كه وجود داشت مجلس شوراي ملي آن را رد كرد. مدت كوتاهي پس از آن كميسيون مخصوص نفت مجلس شوراي ملي طرح ملي شدن صنعت نفت ايران در سراسر كشور را به نمايندگان پيشنهاد كرد كه پس از كش و قوس‌هاي متعدد در داخل و خارج از مجلس و بالاخص مدت كوتاهي پس از آن كه رزم آرا نخست وزير وقت در روز چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ از سوي خليل طهماسبي از اعضاي جمعيت فدائيان اسلام هدف گلوله قرار گرفته و به قتل رسيد مورد توجه جدي نمايندگان قرار گرفت. تصوير فوق رزم آرا را در كنار محمد رضا شاه پهلوي نشان مي دهد. 

 سرانجام در ۱۸ اسفند ۱۳۲۹ و در پي ترور رزم‌آرا نخست‌وزير شد. او هنگام قتل رزم‌آرا، وزير دربار و نخستين كسي بود كه شاه براي تعيين جانشيني رزم‌آرا با وي مشورت كرد. او نيز پاسخ داد: تنها كسي كه در اين شرايط مي‌تواند، مملكت را اداره كند، دكتر مصدق است و اگر خود او حاضر به قبول مسووليت نخست‌وزيري نشود، بايد در تعيين نخست‌وزير آينده با وي مشورت شود. شاه، خود علاء را براي مذاكره درباره تعيين جانشين رزم‌آرا نزد دكتر مصدق فرستاد و او ضمن گفت‌وگو با مصدق، آمادگي شاه را براي برگزيدن وي براي نخست‌وزيري بازگو كرد، ولي مصدق كه در آن هنگام، آمادگي پذيرش اين مسووليت را نداشت، خودِ علاء را براي احراز اين سمت پيشنهاد كرد. روز 21 اسفند ماه 1329 بود كه حسين علاء با راي تمايل دو مجلس از طرف محمدرضا شاه فرمان نخست‌وزيري را گرفت. موضوع قرارداد الحاقي كه در دولت‌هاي منصور و رزم‌آرا ناتمام مانده بود، در دولت علاء نيز پيگيري و از مباحث اختلاف‌برانگيز شد. كميسيون نفت مي‌خواست ملي شدن نفت را پيش ببرد، اما ناآرامي‌هاي كارگران در خوزستان كار را سخت كرد. مجلس شوراي ملي سرانجام قانون ملي كردن نفت را تصويب كرد و مجلس سنا نيز در ۲۹ اسفند‌‌ همان سال آن را به تصويب رساند.
حسين علاء يك و ماه و نيم بيشتر تاب نياورد؛ در ارديبهشت ۱۳۳۰ كه استعفا داد، شاه، سيدضياءالدين طباطبايي را به كاخ فراخواند تا حكم نخست‌وزيري‌اش را صادر كند و منتظر اجراي دستورش به سردار فاخر حكمت، رييس مجلس شوراي ملي براي اخذ راي تمايل نمايندگان به نخست‌وزيري سيدضياءالدين بود كه حكمت شتابان و هراسان به دربار بازگشت و خبر آورد مجلسيان به محمد مصدق راي تمايل داده‌اند. خبر به مصدق رسيده بود كه «علت استعفاي نخست‌وزير [حسين علاء] را كه از بعضي نمايندگان سوال كردم، يكي از دوستان گفت حضرات كه مقصود انگليسي‌ها بودند، چنين تصور كرده‌اند از اين نخست‌وزير و امثال او كاري ساخته نيست و مي‌خواهند آقاي سيدضياءالدين طباطبايي را كه هم‌اكنون به حضور شاهنشاه آمده و به انتظار راي تمايل در آنجا نشسته است، وارد كار كنند.» و هراس دوباره به آن چنان كه مصدق مي گويد از اين بود كه: «تصدي آقاي سيدضياءالدين سبب خواهد شد كه‌‌‌ همان بگير و ببند كودتاي سال ۱۲۹۹ تجديد شود»، پس جمال امامي كه چند روز پيش از ترور رزم‌آرا (قبل از نخست‌وزيري علاء) پيغام شاه را به مصدق رسانده بود كه نخست‌وزيري را بپذيرد و جواب رد شنيده بود، پس از استعفاي علاء در مجلس باز به مصدق تعارف زد و اين بار به قول مصدق «هيچ تصور نمي‌كرد براي قبول كار حاضر شوم، اسمي‌ از من برد كه بلا‌تامل موافقت كردم و اين پيشامد سبب شد كه نمايندگان از محظور درآيند و همه به اتفاق كف بزنند و به من تبريك بگويند. موافقت من هم روي اين نظر بود كه طرح نمايندگان راجع به ملي شدن صنعت نفت از بين نرود و در مجلس تصويب شود. چنانچه آقاي سيدضياءالدين نخست‌وزير مي‌شد، ديگر مجلس نمي‌گذاشت تا من بتوانم موضوع را تعقيب كنم. مرا هم با عده‌اي توقيف و يا تبعيد مي‌كرد. به طور خلا‌صه مملكت را قرق مي‌كرد تا از هيچ كجا و هيچ ‌كس، صدايي بلند نشود و او كار خود را به اتمام رساند. چنانچه شخص ديگري هم متصدي اين مقام مي‌شد، باز هم من نمي‌توانستم صنعت نفت را ملي كنم.». تصوير فوق مصدق را در كنار حسين علاء نشان مي دهد.
روي كار آمدن محمد مصدق را مي توان از تلخ ترين حوادث در طول 37 سال حكومت محمد رضا شاه پهلوي دانست. محمد رضا شاه پهلوي اساسا از قدرت گيري نخست وزيرهاي استخوان دار از جمله قوام السلطنه، علي اميني، محمد مصدق و... هراس داشت و همواره در پي تثبيت شخصيت هايي هم چون هويدا در اين سمت مي بود تا بدون نگراني به ترك تازي خود در تمامي امور سياسي، اقتصادي و اجتماعي ادامه دهد. تصوير فوق محمدرضا پهلوي‌‌، شاه ايران و ثريا اسفندياري، همسر دوم او را در شهر هامبورگ آلمان نشان مي دهد. سفر با قطار بسوي شهر بن، پايتخت سابق جمهوري فدرال آلمان. تاريخ: ۲۷ فوريه ۱۹۵۵ صورت مي گيرد.
دكتر محمد مصدق و يارانش احمد ملكي (مدير روزنامه ستاره)، دكتر محمدحسن كاوياني، دكتر كريم سنجابي، مهندس احمد زيرك‌زاده، عباس خليلي (مدير روزنامه اقدام)، عميدي نوري (مدير روزنامه داد)، دكتر سيد علي شايگان، شمس الدين اميرعلائي، سيد محمود نريمان، ارسلان خلعتبري، ابوالحسن حائري‌زاده، حسين مكي، مظفر بقائي، عبدالقدير آزاد، جلالي ناييني (مدير روزنامه كشور) و دكتر حسين فاطمي، (هنگام كودتاي ۲۸ مرداد از اين گروه فقط ۳ يا ۴ نفر با مصدق بودند. بقيه يا كنار رفتند و يا آشكارا عليه جنبش ملي ايران قيام كردند و به كودتا پيوستند) در سال 1328 اقدام به پايه‌گذاري جبهه ملي ايران كردند. گسترش فعاليت‌هاي سياسي پس از شهريور ۱۳۲۰ سبب گسترش مبارزات مردم و به ويژه توجه آنان به وضع قرارداد نفت شده بود. مصدق در مجلس و بيرون از آن اين جنبش را كه به «نهضت ملي شدن نفت» معروف شد، هدايت مي‌كرد. آيت الله كاشاني و جناح مذهبي موجود در ايران نيز سرخورده از اقدامات پهلوي و در راستاي مقابله با استعمار به حمايت از نهضت ملي شدن نفت پرداختند. تصوير فوق دكتر مصدق را در كنار غلامحسين صديقي نشان مي دهد.
از آن پس دوران مشقت محمدرضا شاه پهلوي شروع شد. مصدق يك بار براي گرفتن فرمان نخست‌وزيري و يكي دو بار هم در يك ماهه اول نخست‌وزيري‌اش به طور تشريفاتي به ملاقات شاه رفت و ديگر به بهانه كسالت نرفت. از آن پس رابط شاه و مصدق، نخست‌وزير پيشين حسين علاء بود كه در سمت وزير دربار هر روز صبح با چمدان حاوي نامه‌هاي مختلف به ديدار مصدق مي‌رفت، حتي وقتي سفير امريكا مي‌خواست با نخست‌وزير ملاقات كند، مصدق از او دعوت مي‌كرد در جلسه شركت كند. علاء هر روز راس ساعت معيني (۱۰ صبح) پياده از كاخ نزد مصدق مي‌رفت (كاخ و منزل مصدق خيلي نزديك بود، حدود ۳۰۰ قدم). آنچه كه محمدرضا شاه مي‌خواست علاء يادداشت مي‌كرد و به مصدق مي‌گفت و آنچه كه مصدق تصويب مي‌كرد انجام مي‌شد. البته اگر محمدرضا شاه بر مواردي اصرار داشت، علاء با خواهش به مصدق به طور حتم تصويب آن را مي‌گرفت. تصوير فوق مصدق و علاء را در يك ضيافت ديپلماتيك نشان مي دهد.
مصدق بلافاصله پس از نخست وزيري اجراي خلع يد از انگليسي‌ها را در دستور كار قرار داد؛ و هيئتي به رياست مهدي بازرگان و با حضور حسين مكي را به اين منظور به آبادان فرستاد. بيرون راندن شركت انگليسي باعث اعتراض دولت بريتانيا شد. با شكايت دولت انگليس از دولت ايران در شوراي امنيت سازمان ملل، مصدق به نيويورك رفت و به دفاع از حقوق ايران پرداخت. نتيجه به نفع ايران شد و شوراي امنيت ادله ايران كه اين منازعه بين دولت ايران و يك شركت بازرگاني است و نه منازعه‌اي ميان دو دولت كه در صلاحيت شوراي امنيت باشد، را پذيرفت. در سال بعد مصدق به دادگاه لاهه رفت تا در آنجا به شكايت شركت انگليسي پاسخ دهد. در آن جا نيز دادگاه بين‌المللي كه در راس آن يك قاضي انگليسي به نام سر آرنولد مك ناير بود شكايت بريتانيا را وارد ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ايران به پيروزي دست يافت. وكالت ايران در اين پرونده را دكتر هانري رولن رئيس سابق مجلس سناي بلژيك بر عهده گرفت و براي اين كار از دولت ايران دستمزدي دريافت نكرد. دكتر حسين علي‌آبادي از دانشكده حقوق دانشگاه تهران نيز وي را در اين كار همراهي مي‌كرد. نطق‌هاي دفاعيه ايران در اين دادگاه به زبان فرانسوي توسط مصدق ايراد شد. وي در راه بازگشت به ايران به مصر رفت و مورد استقبال نخست وزير ضد استعمار آن زمان مصر موسوم به نحاس پاشا قرار گرفت. تصوير فوق مصدق را در ديدار با هري ترومن در كاخ سفيد نشان مي دهد.
انتخابات دوره هفدهم مجلس با درگيري همراه بوده و به تشنج كشيده شد. كار بجايي رسيد كه پس از انتخاب ۸۰ نماينده، مصدق به دليل دخالت ارتش و دربار با وجود دستور عدم دخالت ارتش مجبور شد دستور توقف انتخابات حوزه‌هاي باقي‌مانده را صادر كرد. بدين ترتيب، در مجلس هفدهم، نماينده‌اي از بسياري از شهرهاي بزرگ مانند شيراز و اصفهان و مشهد و كل خوزستان و بخشهايي از مازندران و كردستان و همدان و لرستان حضور نداشت و كرسي ۵۵ نماينده خالي مانده بود. مصدق بعد از بازگشت از لاهه به تهران، در ۱۹ تير از مجلس شوراي ملي تقاضاي راي اعتماد كرد و با ۵۲ رأي موافق، ۳ مخالف و ۱۰ راي ممتنع مأمور تشكيل كابينه شد. مجلس سنا در ابراز تمايل به او تعلل ورزيد و سرانجام با وساطت شاه كه حمايت گسترده افكار عمومي و شخصيتها را از مصدق مي‌ديد، سناتورها به اكراه در ۱۸ تيرماه تشكيل جلسه داده و از ميان ۳۶ سناتور حاضر، فقط ۱۴ نفر به مصدق رأي دادند و ۱۹ نفر رأي سفيد (ممتنع) دادند و يك نفر هم به فضل‌الله زاهدي رأي داد. به اين ترتيب، مصدق اكثريت مطلق را در مجلس سنا كسب نكرد و قاعدتاً مي‌بايست كنار رود؛ ولي شاه به سناتورها پيغام داد كه مخالفت نكنند. سناتورها نيز بدون آنكه تشكيل جلسه بدهند به مصدق اطلاع دادند كه در موقع اخذ رأي اعتماد اكثريت آرا را خواهد داشت. تصوير فوق گفتگوي مصدق با آريل هريمن فرستاده ويژه ترومن رئيس جمهور امريكا براي ميانجي گري در قضيه ملي شدن نفت در 24 تيرماه 1330 را نشان مي دهد.
باآغاز به كار دور جديد مجلس در تيرماه ۱۳۳۱ مصدق از شاه درخواست كرد تا وزير جنگ را او برگزيند و پيشنهاد كرد كه خود او همزمان وزارت جنگ را نيز بر عهده بگيرد. شاه در جواب مصدق كه در خواست وزارت جنگ را كرده بود مي‌گويد: «پس بفرماييد كه من چمدان خود را ببندم و از اين مملكت بروم.» .استدلال مصدق براي تصدي وزارت جنگ اين بود كه: تا دخالت دربار در آن كم شود و كارها در صلاح مملكت پيشرفت كند... چون ستاد ارتش زير نظر ملوكانه قرار گرفته هر امري كه مي‌فرمودند اجرا مي‌شد ولي دولت كه مسوول بود كاري نمي‌توانست بكند و نمي‌كرد. مذاكرات مصدق و شاه در اين مورد به جايي نرسيد و مصدق در ۲۵ تيرماه ۱۳۳۱ از مقام خود استعفا كرد. متن كناره گيري مصدق از نخست وزيري: «پيشگاه مبارك اعليحضرت همايون شاهنشاهي. چون در نتيجه تجربياتي كه در دولت سابق به دست آمده پيشرفت كار در اين موقع حساس ايجاب مي‌كند كه پست وزارت جنگ را فدوي شخصاً عهده دار بشود و اين كار مورد تصويب شاهانه واقع نشد، البته بهتر آن است كه دولت آينده را كسي تشكيل دهد كه كاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منويات شاهانه را اجرا كند با وضع فعلي ممكن نيست مبارزه‌اي را كه ملت ايران شروع كرده پيروزمندانه خاتمه دهد. فدوي - دكتر محمد مصدق» .پس از اعلام تمايل مجلس به قوام، شاه، فرمان نخست وزيري او را صادر كرد. قوام كه از همان آغاز با مخالفت سرسختانه مجلسيان روبه‌رو شده بود، از شاه تقاضا كرد مجلس را منحل كند، اما شاه موافقت نكرد. قوام نيز با صدور بيانيه شديدالحني نخست‌وزيري خود را آغاز كرد. بيانيه او بر «جدايي دين از سياست» تأكيد كرده و دربارهٔ «ارتجاع سياه مذهبي» هشدار مي‌داد و چنين پايان ميافت: «كشتيبان را سياستي دگر آمد». اين بيانيه در حقيقت باعث گرديد كه همه نيروهاي سياسي از جبهه ملي و حزب توده تا فداييان اسلام در يك جبهه‌اي واحد براي كناره گيري قوام گرد هم آيند. حزب توده كه در عين غيرقانوني اعلام شدنش از چند سال پيش، بزرگترين حزب و تشكيلات ايران بود از اين زمان به شكل علني فعاليتش را آغاز كرد. همچين اسلامگرايان به جهت اشاره قوام به «جدايي دين از سياست» در اعلاميه‌اش، به شديدترين شكل به رويارويي با او پرداختند. رهبران مذهبي و در راس آنها سيد ابوالقاسم كاشاني بازارها را به تعطيلي كشانده و اخطار كردند كه اگر قوام بر سر كار بماند، حكم جهاد مي‌دهند.
با تهديد آيت الله كاشاني، در سي‌ام تيرماه بازار تعطيل شد و مردم به خيابان‌ها ريختند و خواستار سرنگوني قوام السلطنه شدند. به دستور شاه مردم به گلوله بسته شدند و عده‌اي كشته شدند. شاه، وزير دربار خود را نزد كاشاني فرستاد تا با تطميع و دادن امتياز ايشان را به سكوت وادار كند؛ اما كاشاني به وزير دربار گفت: «اگر بي درنگ دكتر مصدق بر سر كار باز نگردد، شخصاً به خيابان رفته و مبارزه مردم را مستقيماً متوجه دربار مي‌كنم.» مردم ايران كه از بركناري دكتر مصدق خشمگين بودند، در پي چهار روز تظاهرات در حمايت از دكتر مصدق، كه به كشته شدن ۱۸۰ نفر در سراسر ايران انجاميد، موفق به ساقط كردن دولت قوام السلطنه گرديدند. در روز ۳۰ تير نيروهاي ارتش كه به دستور شاه به خيابان‌هاي تهران و اطراف مجلس آمده بودند براي سركوبي تظاهرات مردم به آنان شليك كردند. با ادامه تظاهرات و كوشش‌ها و اعتراضات نمايندگان طرفدار دكتر مصدق در مجلس و ديدار عده‌اي از آن‌ها با شاه، تيراندازي قطع شد. شاه ناچار دوباره به نخست‌وزيري دكتر مصدق رضايت داد. از كشتگان ۳۰ تير آماري در دست نيست. بيشتر آنان در گورستان ابن بابويه تهران دفن شدند. دكتر مصدق نيز وصيت كرده بود كه در كنار آنان دفن شود ولي با مخالفت شاه اين كار انجام نشد. مجلس بعد از قيام ۳۰ تير ۱۳۳۱ و احياي دولت مصدق، عنوان شهيد راه وطن را براي انها تصويب كرد و براي انان درگورستان ابن بابويه تهران محوطه اي ترتيب داد. در اين محوطه ۲۵ قبر وجود دارد.
در بهمن ۱۳۳۱ علا وزير دربار طي ديداري به اطلاع مصدق مي‌رساند كه محمدرضا پهلوي براي انجام معالجه ايران را به سمت يك كشور خارجي ترك مي‌كند و اين موضوع محرمانه‌است. در صبح روز ۹ اسفند قرار مي‌شود كه مصدق به همراه وزرا براي امور مربوط به تشريفات به دربار بروند. مصدق كه به درخواست شاه براي خداحافظي دربار رفته بود، در بازگشت با تظاهراتي از طرف هواداران شاه بر ضد او شكل گرفت مواجه مي‌شود كه توطئه‌اي هدايت شده توسط شاه براي به قتل رساندن او بود. ماجرا از اين قرار بود كه شاه بظاهر به مصدق اطلاع مي‌دهد كه عازم مسافرت خارج از كشور است و تنها ايشان از اين موضوع اطلاع دارند و لازم است كه براي خداحافظي نخست وزير و وزراء به حضور شاه آمده تا صحبت نمايند. در هنگام مذاكرات مصدق با شاه سفير آمريكا هندرسن چندين بار از مصدق (از طريق پيغام تلفني) مي‌خواهد كه از كاخ خارج شده و به منزلش برگردد تا با او مذاكراتي را انجام دهد كه اين امر رخ نمي‌دهد. طرفداران شاه به هدايت سيد محمد بهبهاني، شعبان جعفري (شعبان بي مخ) و تعدادي از افسران اخراجي ارتش و اراذل و اوباش در جلوي كاخ حضور پيدا كرده و پس از اينكه مصدق بجاي درب اصلي از درب ديگري خارج مي‌شود به هدايت شاپور حميد رضا به خانه وي حمله مي‌كنند كه مصدق از خانه خود به منزل پسرش دكتر غلامحسين مصدق و از آن جا به ستاد ارتش رفته و اقدام‌هاي لازم براي مقابله با اين شورش را انجام مي‌دهد. اين عمل شاه باعث قطع ارتباط مصدق با دربار شد به گونه‌اي كه ديگر شاه و مصدق يكديگر را نديدند. تصوير فوق حاميان دكتر مصدق را نشان مي دهد كه پس از اين واقعه تصوير بزرگ او را در تجمعي مقابل مجلس بالا مي برند. اسفند 1331.
مشكلات خارجي، چالش هاي داخلي و ايجاد شكاف ميان نيروهاي ملي و مذهبي توام با توطئه چيني هاي گاه و بيگاه دولت هاي اجنتي زمينه تفرقه و شكاف فزاينده را به مرور ميان حاميان دكتر محمد مصدق فراهم مي آورد. بازداشت نواب صفوي نمونه اي از اقدامات نادرست مصدق در طول زمامداري اش محسوب مي شود. شهيد نواب كه پيشتر و در نامه اي به مصدق (قبل از عهده داري سمت نخست وزيري) مي‌نويسد و مي‌فرمايد كه در صورتي كه مصدق اعتقاد به اين پيدا كرد كه فرزندان اسلام مي توانند دشمنان را سركوب كنند ما او را همراهي مي كنيم نهايتا به زندان راه پيدا كرده و به مرور بر ميزان شكاف هاي داخلي افزوده مي شود.
در حالي كه مصدق سرگرم اقدامات لازم و ضروري براي بقاي خود بود، دولت‏ هاي انگلستان و آمريكا با ايادي دربار پهلوي، دست به هم داده، نقشه سرنگوني حكومت را طراحي و آماده اجرا كرده بودند. در روز 22 مرداد 1332، محمدرضا پهلوي، به طور محرمانه دكتر محمد مصدق را از نخست وزيري عزل كرد و سرلشكر زاهدي را به نخست ‏وزيري برگزيد. اين تصميم بر اساس توصيه دولت‏ هاي آمريكا و انگليس انجام شد، زيرا دولت مصدق با حمايت مردم، نفتِ ايران را ملي كرده بود كه عملي مخالف منافع استعماري به شمار مي‏رفت. 
سرهنگ نصيري فرمانده واحد گارد سلطنتي نامه شاه مبني بر عزل دكتر محمد مصدق از نخست وزيري ايران را 3 روز پس از امضاء شدن، در ساعت 2 بامداد 16 اوت سال 1953 (25 مرداد سال 1332 خورشيدي) به خانه او واقع در خيابان كاخ (خيابان فلسطين جنوبي) رسانيد كه توسط ماموران محافظ خانه دستگير و بازداشت شد و چند ساعت بعد، شاه پس از اطلاع از ماجرا، با همسر خود ثريا از طريق فرودگاه كلاردشت با هواپيماي اختصاصي كه خاتمي افسر نيروي هوايي (بعدا شوهر فاطمه، خواهر شاه) خلباني آن را برعهده داشت به صورت فرار از كشور خارج شد و به بغداد رفت، زيرا كه واحد گارد او خلع سلاح، و دستور احضار سرلشكر بازنشسته فضل الله زاهدي (كه شاه با نقض قانون اساسي به او حكم نخست وزيري داده بود) و جمع ديگري داده شده بود و كار جمع آوري عكسهاي شاه از ادارات دولتي هم آغاز گرديده بود. مطابق قانون اساسي، مجلس بايد نخست وزير تعيين مي كرد، نه شاه. بنابر اين عمل شاه غيرقانوني اعلام و كودتا تلقي شده بود. تصوير فوق نصيري را نشان مي دهد.
دكتر فاطمي وزير امور خارجه وقت خروج بدون اطلاع شاه از كشور را «فرار» او اعلام و به ملت گزارش كرد كه اين عمل شاه به منزله استعفاي او است. دكتر فاطمي سپس به نمايندگي هاي ايران در كشورهاي ديگر دستور داد كه سراغ شاه نروند زيرا كه وي يك فراري است و سمتي ندارد. در حاليكه ظاهرا توطئه عليه دولت خنثي شده است دكتر حسين فاطمي وزيرخارجه در ميتينگ جبهه ملي سخنراني كرده و فرياد "مرگ بر شاه" سر مي‌دهد.
در پي اعلام خروج شاه از كشور، مردم به خيابان ها ريختند و مجسمه هاي او و رضا شاه را پايين آوردند. گروهي از مردم نيز در گوشه و كنار از جمله ميدان بهارستان تشكيل اجتماع داده و خواستار برقراري نظام جمهوري و لغو سلطنت شدند. در همين روز كاخ هاي سلطنتي مهر و موم شد و برنامه دعا به جان شاه در پادگان ها لغو گرديد. تصوير فوق ساقط كردن مجسمه رضاشاه پهلوي توسط حاميان دكتر مصدق در ميدان سپه تهران را نشان مي دهد. 
نقشه كودتا با همكاري بريتانيا و آمريكا طرح شد و پس از چندبار تجديد نظر و مشورت با عناصر اصلي به تصويب رسيد. نقشي كه براي شاه در نظر گرفته شده بود امضاي فرمان عزل مصدق و نيز امضاي فرمان نصب سرلشكر زاهدي به نخست‌وزيري بود. اشرف پهلوي كه به درخواست مصدق به خارج از كشور رفته بود با مقامات آمريكائي و انگليسي در سوئيس ديداري داشت و سپس با استفاده از نام خانوادگي شوهرش به ايران بازگشت و در مدت كوتاهي كه فرصت داشت شاه را در جريان طرح كودتا گذاشت و با آشكار شدن حضورش دوباره ناچار به خروج از كشور شد. شاه پس از ترديدهاي اوليه به امضاي فرمان‌ها رضايت داد. بعدها روشن شد كه شاه در واقع دو ورقه سفيد را امضا كرده بود تا كودتاگران آنچه لازم است بر بالاي امضاي او بنويسند. شاه باتوجه به عجله و ترسي كه داشت، در ذيل تاريخ امضاي فرامين خود به جاي كلمه مردادماه، مردادماه را نوشته بود و روز ۲۳ نيز داراي غلط خوردگي ناشي از تغيير زمان اعلام فرمان توسط نويسنده مي‌باشد امري كه باعث گرديد نصرت‌الله خازني رئيس دفتر دكتر مصدق در خاطراتش و خود دكتر مصدق در دادگاه به عنوان نشانه‌اي از سفيد امضاء بودن فرمان دانسته و آن را جعلي بدانند.
كودتائي كه شايسته نام (كودتا) باشد براي ۲۵ مرداد برنامه‌ريزي شده بود كه از تمام ويژگي‌هاي يك كودتاي كلاسيك برخوردار بود. اين كودتا، از ماه‌ها قبل به دقت تدارك ديده شده بود. در ابتداي امر توسط انگليس‌ها تحت عنوان عمليات چكمه به رهبري وود هاوس سرجاسوس انگليسي، تدارك ديده شده و پس از پيوستن آمريكا به نقشه كودتا و دخالت سيا، تحت عنوان عمليات آژاكس، مشتركاً روي آن كارشد. سپس درايران با عوامل كودتا مورد بررسي دقيق زميني قرارگرفت و بدست گارد شاهنشاهي مجهز به تانك و مسلسل و درخفا براي نيمه‌هاي شب ۲۴ به ۲۵ مرداد برنامه‌ريزي شده بود. قراربود با انجام آن درنيمه شب، سحرگاه مردم تهران و شهرستان‌ها با حكومت نظامي و دولت سرلشكر زاهدي، سر از خواب بلند كنند. بنابر برخي منابع، افسران سازمان نظامي حزب توده ايران كه عضو گارد شاهنشاهي بودند خبر اين كودتا را از طريق شبكه حزبي به حزب توده ايران مي‌رسانند و گفته مي شود كه سرهنگ مبشري دبير سازمان نظامي حزب توده ايران، با جزئيات از طريق تلفن طرح كودتا را به آگاهي دكترمصدق مي‌رساند و اين چنين كودتا خنثي مي‌شود. ماجرا را و جزئيات تلفن سرهنگ مبشري، را دكتر مصدق بارها دردادگاه شرح مي‌دهد.
 
 نامه بركناري دكتر مصدق و نامه انتصاب سرلشكر بازنشسته زاهدي به نخست وزيري كه هر دو مغاير قانون اساسي بود، به اصرار خارجي و به صورت محرمانه امضاء شده بود و مردم از آن آگاه نبودند. قانون اساسي آن زمان، بركناري نخست وزير را در دست مجلس شوراي ملي و پس از راي عدم اعتماد مجلس به او قرارداده بود و انتصاب نخست وزير تازه نيز بايد پس از ابراز تمايل مجلس به فرد مشخص صورت مي گرفت. نظام حكومتي ايران بر پايه قانون اساسي سابق، نظامي «پارلماني» بود. بنابراين بركناري دكتر مصدق مخصوصا پس از كناره گيري بسياري از نمايندگان مجلس و تاييد انحلال آن دوره مجلس (دوره هفدهم) در رفراندوم، عملي مغاير قانون اساسي بود و شاه با امضاي بركناري نخست وزير قانوني مرتكب نقض قانون اساسي و كودتا (براندازي دولت منتخب مردم) شده بود و قاعدتا خودش بايد بركنار و مجازات مي شد.
تحولات فوق در حالي صورت مي گرفت كه به مرور زمان ميان جناح ملي و مذهبي شكافي فزاينده ايجاد شده بوده و همين امر زمينه اختلاف بين آيت الله كاشاني و محمد مصدق را فراهم آورده بود. آيت الله كاشاني تلاش مي نمايد در ساعات منتهي به كودتا، مصدق را نسبت به وقوع آن آگاه نمايد، امري كه متاسفانه موفق به آن نمي گردد. متن نامه تاريخي فوق بدين شرح مي باشد:
 
حضرت‌ نخست‌ وزير معظم‌ جناب‌ آقاي‌ دكتر مصدق‌ دام‌ اقباله‌
 
«گرچه‌ امكاني‌ براي‌ عرايضم‌ باقي‌ نمانده‌ است‌ ولي‌ صلاح‌ دين‌ و ملت‌ براي‌ اين‌ خادم‌ اسلام‌ بالاتر از احساسات‌ شخصي‌ است…. خودتان‌ بهتر از هر كسي‌ مي‌دانيد كه‌ تمام‌ هم‌ و غمم‌ در نگهداري‌ دولت‌ جنابعالي‌ است‌ كه‌ خودتان‌ به‌ بقاي‌ آن‌ مايل‌ نيستيد از تجربيات‌ روي‌ كار آمدن‌ قوام‌ و لجبازي‌هاي‌ اخير بر من‌ مسلم‌ است‌ كه‌ مي‌خواهيد مانند سي‌ام‌ تير كذائي‌ يكبار ديگر ملت‌ را تنها گذاشته‌ و قهرمانانه‌ برويد. حرف‌ اينجانب‌ را درخصوص‌ اصرارم‌ در عدم‌ اجراي‌ رفراندم‌ نشنيديد مرا لكه‌ حيض‌ كرديد خانه‌ام‌ را سنگ‌ باران‌ و ياران‌ و فرزندانم‌ را زنداني‌ فرموديد و مجلس‌ را كه‌ ترس‌ داشتيد شما را ببرد بستيد حالا نه‌ مجلسي‌ هست‌ و نه‌ تكيه‌ گاهي‌ براي‌ اين‌ ملت‌ گذاشته‌ايد. زاهدي‌ را كه‌ من‌ با زحمت‌ در مجلس‌ تحت‌ نظر و قابل‌ كنترل‌ نگه‌ داشته‌ بودم‌ با لطايف‌ الحيل‌ خارج‌ كرديد و حالا همانطور كه‌ واضح‌ بود درصدد به‌ اصطلاح‌ كودتا است.
 
اگر نقشه‌ شما نيست‌ كه‌ مانند سي‌ ام‌ تيرماه‌ عقب‌ نشيني‌ كنيد و به‌ ظاهر قهرمان‌ بمانيد… همان‌ طور كه‌ گفتم‌ آمريكا ما را در گرفتن‌ نفت‌ از انگليسي‌ها كمك‌ كرد حالا به‌ صورت‌ ملي‌ و دنياپسندي‌ مي‌خواهد به‌ دست‌ جنابعالي‌ اين‌ ثروت‌ ما را به‌ چنگ‌ آورد و اگر واقعاً‌ با ديپلماسي‌ نمي‌خواهيد كنار برويد اين‌ نامه‌ من‌ سندي‌ است‌ در تاريخ‌ ملت‌ ايران‌ كه‌ من‌ شما را با وجود همه‌ بدي‌هاي‌ خصوصي‌تان‌ نسبت‌ به‌ خودم‌ از وقوع‌ حتمي‌ يك‌ كودتا توسط‌ زاهدي‌ كه‌ مطابق‌ با نقشه‌هاي‌ خود شماست‌ آگاه‌ كردم‌ كه‌ فردا جاي‌ هيچ‌ گونه‌ عذري‌ نباشد اگر براستي‌ در اين‌ فكر اشتباه‌ مي‌كند با اظهار تمايل‌ شما…. سيد مصطفي‌ و ناصر خان‌ قشقايي‌ را براي‌ مذاكره، خدمت‌ مي‌فرستم.
 
سيدابوالقاسم‌ كاشاني»
 
دكتر مصدق‌ در پاسخ‌ نامه‌ آيت‌ الله‌ كاشاني‌ نوشت:
 
«۲۷ مرداد ماه‌ مرقومه‌ حضرت‌ آقا توسط‌ آقاي‌ حسن‌ سالمي‌ زيارت‌ شد اينجانب‌ مستظهر به‌ پشتيباني‌ ملت‌ ايران‌ هستم. والسلام. دكتر محمد مصدق.»
26 مرداد 1332 و در اوج فعاليت انگلستان و آمريكا براي براندازي حكومت دكتر مصدق، تماس هايي با فرماندهان لشكرهاي استان ها براي لشكركشي احتمالي به تهران - در صورت شكست طرح كودتا - آغاز شده بود. در اصفهان، اردشير زاهدي از جانب پدرش با پاره اي از افسران لشكر اصفهان تماس گرفته بود و معاون لشكر به او وعده اعزام نيرو به تهران داده بود. در كرمانشاه نيز سرهنگ بختيار (بعدا سپهبد) فرمانده تيپ محل دعوت زاهدي براي لشكركشي به تهران را پذيرفته و به واحدهاي اين تيپ آماده باش داده بود. در اين ميان خبر رسيد كه شاه و ثريا از بغداد به رم (پايتخت ايتاليا) رفته اند تا در آنجا منتظر كار باشند. ملاقات فضل الله زاهدي با لويي هندرسن (سمت راست) سفير امريكا، ويليام وارني و نورمن پل.
در 27 مرداد 1332 خيابان هاي تهران پس از چند روز تظاهرات صدها هزار نفري نسبتا خلوت بود. زيرا شب پيش از آن، "لوي هندرسون" سفير آمريكا كه از خارج به تهران بازگشته بود به ديدار دكتر مصدق كه در منزل بود شتافته بود و به او متذكر شده بود كه تظاهر كنندگان اتباع آمريكا را آشكارا تهديد مي كنند و اگر تظاهرات [ضد شاه و ضد استعمار و سلطه] ادامه يابد دولت آمريكا ايران را "منطقه ناامن" اعلام خواهد كرد و اتباع خود را از اينجا خارج خواهد ساخت. با اين كه دكتر مصدق متوجه طرح نقشه بر ضد خود بود، از مردم خواست كه از تظاهرات دست بردارند و به ماموران انتظامي هم دستور داد كه مانع ادامه تظاهرات شوند و اين همان وضعيتي بود كه طراحان نقشه براندازي آرزوي آن را داشتند. 
كارشناساني كه بعدا در اين زمينه كتاب ها نوشته اند متذكر شده اند كه اگر كارگران دو كارخانه هم در خيابانها بودند، توطئه 28 مرداد نمي توانست به اين آساني به نتيجه برسد - دكتر مصدق در صفحه 182 خاطرات خود نوشته است كه هندرسون مانند "گريدي" سفير سابق آمريكا در تهران بي نظر نبود و به همين سبب "ايدن" مقام انگليسي در كتابش از او سپاسگزاري كرده است. همان ايدني كه نوشته است جنبش مصدق نفوذ ما را در خاورميانه متزلزل كرده و ادامه حكومت او بر ايران براي انگلستان بسيار ناگوار است.
 استيو ني ال تاريخدان آمريكايي در تاليف 368 صفحه اي خود "هري و آيك Harry & Ike" ترومن و آيزنهاور را از لحاظ تشابه و تضاد در سياست و انديشه و سليقه بررسي كرده و در آن قسمت كه مربوط به براندازي دكتر مصدق است چنين نوشته است: اختلاف نظر ترومن و آيزنهاور بر سر حذف دكتر مصدق زياد بود. ترومن (از حزب دمكرات) زير فشار انگليسي ها كه مي خواستند دولت دكتر مصدق بر هر ترتيب حتي با لشركشي بركنار شود نمي رفت، اما آيزنهاور (از حزب جمهوري خواه) از همان آغاز زمامداري در ژانويه 1953 در اين براندازي تسليم نظر انگليسي ها شد. ترومن بارها به انگليسي ها گفته بود كه برانداختن دولتي كه برگزيده مردم و محبوب آنان است قضيه اي نيست كه به فراموشي سپرده شود و روزگاري پاسخ آن را با بهاي سنگين بايد داد، زيرا كه "تاريخ" و حافظه مردم را نمي توان پاك كرد. تصوير فوق محمدرضا پهلوي را در لحظه دريافت خبر موفقيت زاهدي در رم نشان مي دهد.
سرانجام در 28 مرداد كودتايي است كه با طرح و حمايت مالي و اجرائي سازمان مخفي اطلاعات بريتانيا و آژانس اطلاعات مركزي آمريكا، سيا و با همراهي ارتش شاهنشاهي ايران، بر ضدّ دولت محمد مصدق در مرداد ۱۳۳۲ به انجام رسيد. در آمريكا از آن به نام عمليات آژاكس نيز ياد مي‌شود. در شصتمين سالگرد كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، آرشيو امنيت ملي آمريكا اسنادي را منتشر كرد كه ضمن نشان دادنِ نقش سازمان سيا در رهبري اقدام فوق، آن را بخشي از فعاليت سياست خارجي آمريكا به شمار آورد. از ساعات اوليه صبح ۲۸ مرداد جمعيتي از سمت جنوب به سمت مركز شهر تهران به راه افتادند. با شروع تظاهرات، گروه‌هايي از مردم نيز تحت تأثير اين جوّ به صف شعاردهندگان عليه مصدق پيوستند و از سوي ديگر، نظامياني كه با دريافت پول به شركت در كودتا رضايت داده بودند، همراه جمعيت شدند. اسناد منتشر شده در آمريكا نشان مي‌دهد كه در همين زمان، بيشتر مقامهاي ارشد نظامي و حتي خود فضل‌الله زاهدي مخفي شده يا به آمريكاييها پناه برده بودند.
روز 28 مرداد اوباش وفادار به محمد رضا شاه پهلوي به سركردگي شعبان جعفري به خيابان ها آمده و با ضرب و شتم مردم و هواداران دولت مصدق زمينه ورود محمد رضا شاه پهلوي را به تهران فراهم مي آورند. تصوير فوق شعبان بي مخ و دارو دسته اش را در جلوي منزل دكتر مصدق نشان مي دهد. به واقع شاهان پهلوي به كمك لمپنيسم توانستند فرايند دموكراسي خواهي را در ايران ساليان درازي به تعويق بيندازند. شماري از آگاهان به كودتا با ارائه اسناد و شواهدي اثبات كرده اند كه جعفري در روز پيش از كودتا پول هنگفتي را از دول بريتانيا و ايالات متحده دريافت نموده است. در اين ميان البته شعبان جعفري ادعايي ديگر را مطرح كرده و با وجود عكس هاي متعدد، مدعي است كه در روز 28 مرداد تا حوالي ظهر در زندان بوده و بنابراين مداخله اي در كودتا نداشته است!
سازمان هاي اطلاعاتي كودتاچيان 28 مرداد توانستند با هزينه هاي سنگين مالي و با كمك نظامي ها، اوباش، لمپن ها و در برابر چشمان حيرت زده مردمي كه نمي دانستند چه دارد برسرشان مي آيد ، دولت دكتر محمد مصدق را سرنگون كنند. هجوم و سركوب اوباش محدود به عموم مردم نبوده و اراذل به ضرب و شتم مقام هاي وقت نيز پرداختند. مادلين آلبرايت وزير خارجه وقت ايالات متحده آمريكا در دوره زمام داري بيل كلينتون اولين مقام يانكي ها بود كه پس از دهه ها به مداخله دولتش در كودتاي 28 مرداد اعتراف نمود. تصوير فوق عكسي را كه گفته مي شود از لحظه ورود نيروهاي مسلح ارتش به خانه دكتر مصدق گرفته شده است نشان مي دهد.
در 28 مرداد چاقوكشان و اوباشان درباري به سركردگي شعبان جعفري و طيب حاج رضائي و رمضان يخي ، سبزه ميدان و خيابان ارك را اشغال كردند. اين عده كه به چوب و چماق و چاقو و طبانچه مسلح بودند، ضمن شعار زنده باد شاه، به گروههاي سي چهل نفري تقسيم شدند و هر دسته به يكي از وزارتخانه ها، بانك ها و ادارات حول و حوش بازار و ميدان ارك هجوم بردند ، عكس هاي شاه را كه آماده داشتند به سر در اماكن مزبور نصب كردندو سپس بطرف ميدان سپه و خيابان هاي مركزي به راه افتادند. تصوير متعلق به روز 28 مرداد مي باشد. روسپي ها نيز در كنار اوباش نقش بسزايي در حمايت از شاه معدوم در 28 مرداد ايفا نمودند. سكينه قاسمي ملقب به پري بلنده و پروين غفاري از جمله روسپيان حامي سلطنت محسوب مي شدند. پري بلنده يكي از روسپيان و مديران شهر نو بود،كه بعد از انقلاب اسلامي دستگير و در ۲۱ تير ۱۳۵۸ به جرم فساد في الارض اعدام شد. پروين غفاري نيز دختر ميزا حسن غفاري همداني يكي از كارمندان مجلس شوراي ملي بود،شايعات بسياري مبني بر اين كه او معشوقه شاه است بر سر زبان ها بود وي كتابي نيز تحت عنوان تا سياهي در باره روابط خود با شاه نوشت كه اين كتاب همانند خاطرات فردوست توسط سلطنت طلب ها رد شده است. ملكه اعتضادي از ديگر گردانندگان مراكز فحشا در شهر نو در كنار ساير اوباش به خيابان ها آمده و به حمايت از محمد رضا شاه پهلوي مي پردازد. ملكه اعتضادي كه معشوقه افسران اسم و رسم دار ارتش شاه بود بعدها نيز به دليل مشاركت در كودتاي 28 مرداد در نزديكي منزل مصدق كه در حمله به آن شركت داشت به وي چندصد متر زمين اعطا شد.همچنين وي يكي از سهامداران بانك ايران و ژاپن شد و پيش از انقلاب به اسرائيل رفت و تا كمي قبل زنده بود.
از ن
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۶ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۸:۵۷:۱۳ ] [ ahmad ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
درباره وبلاگ

سياسي،اجتماعي،فرهنگي
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب

|