بررودكريز
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
چت باکس
آمار
امروز : 26
دیروز : 14
افراد آنلاین : 1
همه : 12492

ادامه مبارزه بادشمن

 

 

 

 

پس از نخستين ، حمله در روز دهم ذي حجه و وارد كردن، اولين ضربه كاري بر دشمن ودرهم كوبيدن آخرين صف او در جمره عقبه ، وبه دست آوردن پيروزي نسبي وي را در محاصره خود قرار داده ، جشن شاديانه عيد را سراپا كرده در كمين اومي ماند، شب را بيتوته كرده، باخدا به راز ونياز مي پردازد ، دعامي كند ، تجديد قوا مي شود ، مهمات را مصرف شده ديروز را،جبران مي كندو براي مبارزه فردا آماده مي شود ،مبارزه اي  منظم و آشكار، رو،در، روي، دشمن ،و باتمامي صفوف آنها، نه غافل گيرانه واز پشت سر همانند ديروز،  پس از درهم شكستن طلايه دشمن وقلب لشكركفروهجومي ديگر برآخرين صف شيطان ،پيروزمندانه از معركه خارج شده لكن منطقه را ترك نمي كند ،وبه اين پيروزي اكتفا نكرده ،تجربه تلخ احد را در غفلت از دشمن واشتغال به جمع آوري غنائم كه موجب هجوم آنها وشكست مسلمين گرديد را نيز همراه دارد ، گوش به فرمان رهبر است ، دشمن را به حال خود رها نمي سازد، جهت رفع خستگي وتجديد قوا  شب را در منطقه عملياتي مني، به بيتوته و عبادت مي پردازد ،سرزمين مقدسي كه،ثواب ، خوابيدن در آن برابر، بابيداري وعبادت در مسجدالحرام است ،وفرداي آن روز مصمم تر از قبل همراه با چشيدن لذت پيروزي، آخرين ضربات را بر پيكر نيمه جان ومجروح دشمن وارد مي نمايد وپس از اطمينان از هلاكت آنها ورفع خطر،ختم جنگ را اعلام كرده،تابدانيم، كه جهاد تارفع فتنه ا ستمر ار دارد وآني ا ز دشمن ومبارزه باوي نبايد غافل بود،وطبق ارشاد حكيمانه امير المؤمنين( ع) با هر دشمني بايد در سرزمين خودش جنگيد ،وتانابودي كامل وي و قلع وقمع دشمن حق تر ك ميدان مبارزه وجهاد رانداريم پس از  سه شبانه روز مبارزه بي امان بادشمن وپيروزي كامل ، مجازند شبي ديگر در سرزمين آزاد شده ازلوث وجود دشمن مانده، بيتوته نمايند، بر كشتكان دشمن نگريسته ميدان جنگ را در آرامش ارز يابي كرده  وبراي آينده خود برنامه ريزي نمايند ،يا، به سوي كعبه كوچ كرده ،تا به شكرانه آن پيروزي بزرگ به سجده وعبادت وطواف خانه او به پردازند .          

 بيعت عقبه و مسجدالبيعه در مني                                       

چند سالي از بعثت گذشته است اما ياران پيامبر (ص) درمكه همچنان اندك اند وفشار دشمن فراوان منطق رسا وخلق عظيم او نيز برقلوب تيره آنان كار گر نيفتاده است لكن نور رسالت از مرزها عبور كرده وبه ساير بلاد صادر شده است ،مدينه گوي سبقت از ديگران ربوده ولبيك يا رسول الله را در زير لب زمزمه مي كند ،جان وروح تعدادي از افراد با آب عطر آگين اسلام تطهير گرديده ،نديده عاشق شده اند وبراي ديدن مراد خود وعرض ادب به ساحت قدسي وي لحظه شماري مي كنند ودنبال فرصت مي گردند،لذا براي نخستين بار مسلمانان يثرب(مدينه) در مكه در محل جمره عقبه، تشرف يافته ، بارسول خدا ص) بيعت كردند وپس از آن اسلام در مدينه گسترش يافت ومكا ن آن( درمني) مسجدي ساخته شد(به نام مسجدالبيعه ) ،در شرايط فعلي اثري از آن مسجد وجود ندارد،در مورد زمان بيعت فرموده اند كه : سال نهم بعثت هفت نفر زن و مرد از يثرب به مكه آمده و در موسم حج مخفيانه در عقبه (مني)با پيامبر (ص) بيعت كردند و حضرت رسول (ص)مصعب بن عمير را براي تبليغ و تعليم قران به همراه آنان به يثرب فرستاد اين گروه كوچك حزب الله در كمتر از يكسال توانستند آوازه اسلام را به گوش اهالي آن منطقه برسانند و بر تعداد مسلمين بيفزايند بطوريكه در موسم حج سال بعد هفتاد و سه نفر زن و مرد مسلمان يثربي در عقبه با پيامبر (ص)ملاقات كردند و از او خواستند كه همراه يارانش به يثرب هجرت فرمايند و وعده هر گونه جانبازي در راه اسلام را دادند.[1]                  

درمورد زمان بيعت وانجام اين پديده ارزشمند همانند بسياري از وقايع تاريخي  اختلاف نظر وجود دارد وگفته شده است كه پيامبر اكرم (ص)  در موسم حج سال 12 بعثت با مردم يثرب آشنا شده و سال بعد 75 نفر از آن شهر را در عقبه ملاقات و دعوت هجرت را پذيرفتند.[2]

[1] - مدينه الرسول ص 4

[2] - همان ص 12

تاريخ اماكن مكه ومدينه(43): ازكتاب حرمين شريفين نوشته حجت الاسلام علي اسماعيلي كريزي

 

http://barrudkariz.dibablog.com/

 

http://barrudkariz.b88.ir/

  احمداسماعيلي كريزي/"خراسان رضوي،شهرستان كاشمر"

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۶:۱۹ ] [ ahmad ]
 

 

سرويس سياسي | كد خبر: ۲۷۷۹۱۳۶ تاريخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۰/۱۰ - ساعت ۱۵:۵۲

 

امام جمعه بجنورد:

نويسندگان نامه به ترامپ خائن به ملت هستند/فضاي انقلابي دانشگاه ها حفظ شود

امام جمعه بجنورد با اشاره به نگارش نامه از سوي 30 نفر از ايرانيان خارج‌نشين به دونالد ترامپ، رييس جمهور منتخب آمريكا و درخواست آنها براي افزايش تحريمها عليه ايران، اظهار كرد: نويسندگان اين نامه خائن به ملت و وطن هستند.

به گزارش عصراترك، حجت الاسلام ابوالقاسم يعقوبي در خطبه هاي عبادي و سياسي نمازجمعه بجنورد در محل مصلي امام خميني (ره) بجنورد اظهار كرد: اين افراد در آستانه يوم‌الله 9 دي كه روز شادي و پيروزي ملت ايران است به دشمنان مملكت نامه نوشته و خواسته‌هاي نادرستي را طرح مي‌كنند؛ در حالي كه بايد اين آرزوهاي شوم را با خود به گور ببرند.

وي با اشاره به اينكه قبله آمال اين افراد آمريكا است، اضافه كرد: كساني كه عليه نظام اسلامي و ملت ايران اقدام مي‌كنند بدون شك ايراني نبوده و خائن و وطن‌فروش هستند.

 

فضاي انقلابي دانشگاه ها حفظ شود

امام جمعه بجنورد در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينكه نبايد حركت هاي انقلابي در دانشگاه ها كمرنگ شود، گفت: دانشگاه بايد مركز سياست، تحصيل و دشمن شناسي باشد و فضاي انقلابي موجود در اين دانشگاه بايد حفظ شود.

حجت الاسلام يعقوبي با اشاره به ۱۶ دي ماه و سالروز شهادت عده اي از پاسداران، دانشجويان و جهادي ها در هويزه، اظهاركرد: در آن زمان دانشجويان كلاس هاي درس را تعطيل كرده و به امام راحل لبيك گفته و در جبهه هاي نبرد حاضر شدند.

وي افزود:  دشمن در آن زمان به مرزهاي خاكي كشور حمله ور شد اما امروز به مرزهاي عقيدتي و تفكري جوانان دست درازي مي كند و  با شبهه آفريني، ايجاد علامت سوال و تبليغ شهوت مي خواهد جوانان را به ابتذال و انحراف بكشاند.

وي با تاكيد بر اينكه دانشجويان بايد همانند زمان جنگ انقلابي باشند،‌ گفت: بايد دانشگاه محل تحصيل عاليه براي كشور باشد و دانشجويان بدانند كه آنان مديران آينده اين مرزبوم هستند براي همين بايد قبل از مديريت ديگران خود را مديريت كنند.

يعقوبي با اشاره به اينكه بايد مراقب بود تا دشمنان روحيه انقلابي جوانان را تضعيف نكنند، يادآورشد: عوامل اجرايي و اساتيد بايد از فضاي انقلابي دانشگاه حفاظت كنند و نگذارند فضاي سكوت و بي تفاوتي در مجموعه حاكم شود.

 

قطعنامه شوراي امنيت ، سيلي سياسي به اسراييل بود

خطيب نماز جمعه بجنورد در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به قطعنامه اخير شوراي امنيت سازمان ملل كه در آن شهرك‌سازي‌هاي رژيم صهيونيستي در سرزمين‌هاي اشغالي فلسطيني محكوم و خواهان توقف شهرك‌سازي‌ها در كرانه باختري شده است، اظهار كرد: صدور اين قطعنامه سيلي سياسي به رژيم صهيونيستي بود.

حجت‌الاسلام والمسلمين يعقوبي افزود: اين براي نخستين بار بود كه شوراي امنيت جرأت انجام چنين كاري را پيدا كرد؛ زيرا پيش از اين آمريكا چنين قطعنامه‌هايي را در حمايت از اسراييل وتو مي‌كرد و مانع از تصويب آن مي‌شد.

وي تصريح كرد: رژيم صهيونيستي با پررويي تمام در اراضي غصبي فلسطينيها اقدام به شهرك‌سازي مي‌كند؛ اما قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل براي جلوگيري از اين شهرك‌سازيها اقدام خوبي براي پايان دادن به بي‌حيايي‌ها و دهن‌كجي صهيونيستها در اراضي غصب‌شده است.

 

مهمترين پيام 9 دي ايستادگي و مقاومت ملت ايران است

نماينده ولي فقيه در خراسان شمالي با قدرداني از حضور پرشور مردم در مراسم گراميداشت يوم‌الله 9 دي، اظهار كرد: ملت ما اهل بصيرت و شناخت دوست و دشمن و مقتضيات زمان هستند و مي‌دانند دشمن در آستانه يوم‌الله نهم دي منتظر است ببيند مردم چگونه رفتار مي‌كنند.

 

 وي با بيان اينكه امسال هم مردم بصير و انقلابي ايران با حضور باشكوه خود در مراسم نهم دي دشمنان را نااميد كردند، افزود: اين حضور باشكوه مردم حاوي چند پيام مهم بود.

حجت‌الاسلام والمسلمين يعقوبي ادامه داد: مهم‌ترين پيام حضور پرشور و شعور مردم در مراسم گراميداشت يوم‌الله 9 دي اين بود كه دشمن نمي‌تواند با تحريم و تهديد و تشر ملت استوار ايران را از نظام اسلامي و رهبري جدا كند؛ زيرا اين مردم عاشق كشور، دين و نظام اسلامي هستند.

رييس شوراي فرهنگ عمومي استان خراسان شمالي اضافه كرد: همچنين يوم‌الله نهم دي نشان‌دهنده فرياد و انزجار ملت ايران از فريب و فتنه است كه هر سال رساتر شده و بلندتر از سال قبل فرياد زده مي‌شود.

به گفته وي در يوم‌الله 9 دي امسال ميزان حضور و مشاركت مردم به نسبت سال گذشته بيشتر شده بود كه اين موضوع نشان‌دهنده افزايش وفاداري مردم به نظام و رهبري است.

حجت‌الاسلام والمسلمين يعقوبي با اشاره به درس هايي كه بايد از 9 دي بگيريم، اظهار كرد: يكي از مهم‌ترين مواردي كه از يوم‌الله نهم دي معلوم مي‌شود؛ متكي بودن نظام اسلامي بر خداوند است.

وي خاطرنشان كرد: برخي افراد در حوادث بعد از انتخابات سال 88 و در حماسه مردمي يوم‌الله نهم دي نمره قبولي نگرفته و رفوزه شدند؛ به همين دليل از خواص انتظار مي‌رود بيشتر مراقب باشند تا از ارزشهاي اسلامي و انقلابي فاصله نگيرند؛ زيرا مردم بصير ايران اسلامي همواره عملكرد و رفتار آنها را رصد مي‌كنند.

انتهاي پيام/

  http://barrudkariz.b88.ir/ احمداسماعيلي كريزي/"خراسان رضوي،شهرستان كاشمر"

 

 






ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۶:۱۸ ] [ ahmad ]
 

 

 

 

1395/10/10 جمعه

رئيس قوه قضائيه:

گناه بزرگ فتنه‌گران ايجاد هزينه براي نظام است

رئيس قوه قضائيه با بيان اينكه مسئولي كه در دل فتنه نامه بي سلام براي رهبر انقلاب مي‌فرستد، بصيرت را درك نكرده است، گفت: گناه بزرگ فتنه‌گران ايجاد هزينه براي نظام است.

 

آيت الله صادق آملي لاريجاني در همايش بصيرت با گرامي‌داشت ياد و نام شهداي انقلاب اسلامي و شهداي روحاني اظهار كرد: فيض شهادت عنايت خاص از جانب خداوند است كه آسان و ارزان به انسان عنايت نمي‌شود، تا استعدادي براي اين موهبت عظيم وجود نداشته باشد، شهادت براي انسان رقم نمي‌خورد.

وي تصريح كرد: شهادت و جهاد در راه خدا از بزرگ‌ترين سعادت بشري است و تا حقيقت و روشنايي آن براي انسان معلوم نباشد قدر آن شناخته شده نيست.

رئيس قوه قضائيه خاطرنشان كرد: خداوند نعمت شهادت براي شهيد را موجب بشارت مي‌داند و در ازاي جان و مال كه بالاترين دارايي شخص است بهشت و مقامات بهشتي را به شهيد ارزاني داشته كه نوعي معامله بوده و نتيجه آن فوز عظيم است.

آيت الله آملي‌لاريجاني يادآور شد: خداوند در سوره توبه مي‌فرمايد، در ازاي مال و جاني كه در راه خدا عطا مي‌شود بهشت را به شما تقديم مي‌كنم و اين وعده الهي براي كساني است كه در راه خدا جهاد مي‌كنند.

وي با اعلام اينكه تعبير فوز عظيم در بهشت براي همه انسان‌ها صدق نمي‌كند و خداوند اين نعمت را فقط در اختيار شهيد و كساني كه در راه اسلام به شهادت مي‌رسند تقديم مي‎كند، يادآور شد: رزق عندالله از بهترين نعمت‌ها به شهدا است و اين آيات الهي خود جاي تعمل دارد.

رئيس قوه قضائيه با اشاره به اينكه همه عوالم موجود در حال استفاده از رزق الهي هستند ولي شهيد در مقام بسيار عظيم رزق عندالله قرار دارند، گفت: در طول تاريخ انقلاب به روشني ديديدم كه هر كجا جاي شهدا بود، پيروزي ايجاد شد.

وي اضافه كرد: دشواري‌هاي انقلاب اسلامي ايران با شهادت هموار شد امروز كشور ما قدرت منطقه است و با وجود تمام دشمني‌ها در طول انقلاب بر عليه نظام شد، به بركت اسلام و ارزش‌هاي اصيل اسلامي و جهاد جهادگران و شهادت آنها امروزه كشور ما قدرت منطقه است و حرف نخست را در منطقه مي‌زند.

 رئيس قوه قضائيه با تاكيد بر اينكه مي‌دانيم دشمنان جمهوري اسلامي و شيطان بزرگ آمريكا در طول ايام چه اقداماتي بر عليه مردم ايران اسلامي داشتند، خاطر نشان كرد: منافقين ديروز ايران هم اين روزها به رئيس جمهور آينده آمريكا نامه نوشتند كه تحريم‌ها را بيشتر كنند و اين حركت خباثت خائنين داخلي و دشمنانان خارجي به انقلاب اسلامي ايران است.

آيت الله آملي‌لاريجاني با بيان اينكه اين مملكت تا زماني كه شهادت و شهادت طلبي دارد مقاوم بوده و  بيگانگان قدرت تعدي به آن را پيدا نمي‌كنند، ادامه داد:  امروز ايران از هر زماني مقتدرتر در منطقه ايستاده و مسلمانان زير ظلم و ستم هم به اين مملكت پناه آوردند.

 رئيس قوه قضائيه با بيان اينكه جمهوري اسلامي بر اساس موازين ارزش‌هاي اخلاقي به نداي همه مسلمانان در جهان پاسخ مي‌دهد و به آنان كمك مي‌كند، افزود: در عراق و سوريه به درخواست دولت آنها مشاوره داده و مستشار در اختيار آنها قرار داد و امروز شهر حلب به دليل جهاد جهادگران و مسلمان در منطقه با وجود تمام دشمني‌ها ميان كشورهاي غربي و حكومت‌هاي مرتجع پيروزمندانه ايستاده است.

وي با اعلام اينكه تا زماني كه جهاد در راه خدا ارزش براي مردم است، خطري آن را تهديد نمي‌كند، خاطر نشان كرد: بصيرت مانند شهادت بالاترين ارزش‌ها است كه در روز 9 دي مردم با بصيرت بساط فتنه‌گران را جمع كرد.

آيت الله آملي‌لاريجاني با بيان اينكه مسئولي كه در دل فتنه نامه بي‌سلام به رهبر انقلاب مي‌فرستد بصيرت را درك نكرد، گفت: گناهان بزرگ فتنه‌گران ايجاد هزينه براي نظام است.

 

 



برچسب‌ها:



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۶:۱۸ ] [ ahmad ]
 

 

كد خبر: ۸۲۴۵۷

 

زندگينامه فرمانده جنگ هاي چريكي و نامنظم

 

چمران را تك تك قله هاي برافراشته خاورميانه مي شناسند وروحش در وجود تمام آزادگان جهان نهادينه شده است.

 

عقيق:در سال 1311 در تهران ،خيابان پانزده خرداد متولد شد. وي تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و دردارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ سپس در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانيك فارغ التحصيل شد. چمران يك سال به تدريس دردانشكده فني پرداخت. وي در همه دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده ازبورس تحصيلي شاگردان ممتاز به آمريكا اعزام شد و پس از تحقيقات علمي در جمع معروف ترين دانشمندان جهان در كاليفرنيا ومعتبرترين دانشگاه آمريكا - بركلي - با ممتاز ترين درجه علمي موفق به اخذ مدرك دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد.

 

**فعاليتهاي اجتماعي؛

 

دكتر مصطفي چمران از 15 سالگي در درس تفسير قرآن مرحوم آيت الله طالقاني، در مسجدهدايت، و در درس فلسفه و منطق استاد شهيد مرتضي مطهري و بعضي از اساتيد ديگر شركت مي كرد و از اولين اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سياسي دوران مصدق از مجلس چهاردهم تا ملي شدن صنعت نفت شركت داشت . بعد از كودتاي ننگين28 مرداد و سقوط دولت دكتر مصدق در لواي يك گروه سياسي سخت ترين مبارزه ها ومسئوليتهاي او عليه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ايران، بدون خستگي و با همه قدرت خود، عليه نظام طاغوتي شاه جنگيد و خطرناك ترين مأموريتها را در سخت ترين شرايط با پيروزي به انجام رسانيد.

 

چمران در آمريكا، با همكاري بعضي از دوستانش، براي اولين بار انجمن اسلامي دانشجويان آمريكا را پايه ريزي كرد و از موسسين انجمن دانشجويان ايراني در كاليفرنيا و از فعالين انجمن دانشجويان

 

ايراني در آمريكا به شمار مي رفت كه به دليل اين فعاليتها، بورس تحصيلي شاگرد ممتازي وي ازسوي رژيم شاه قطع مي شود. او پس از قيام خونين 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهري مبارزات مردم مسلمان به رهبري امام خميني (ره) دست به اقدامي جسورانه و سرنوشت سازمي زند و به همراهي بعضي از دوستان مؤمن و همفكر ، رهسپار مصر مي شود و مدت دو سال در زمان عبد الناصر سخت ترين دوره هاي چريكي و پارتيزاني را مي آموزد و به عنوان بهترين شاگرد اين دوره شناخته شده و فوراً مسئوليت تعليم چريكي مبارزان ايراني را بر عهده مي گيرد .

 

وي به علت برخورداري از بينش عميق مذهبي، از ملي گرايي وراي اسلام ، گريزان بود و وقتي درمصر مشاهده نمود كه جريان ناسيوناليسم عربي باعث تفرقه مسلمين مي شود، به جمال عبدالناصر اعتراض كرد . ناصر ضمن پذيرش اين اعتراض گفت كه جريا ن ناسيوناليسم عربي آنقدر قوي است كه نمي توان به راحتي با آن مقابله كرد . چمران نيز با تأسف تأكيد مي كند كه ما هنوز نمي دانيم كه بيشتر اين تحريكات از ناحيه دشمن براي ايجاد تفرقه در بين مسلمانان است. از آن پس به چمران و يارانش اجازه داده مي شود تا در مصر نظرات خود را بيان كنند.

 

 

**حضور در لبنان؛

 

بعد از وفات عبد الناصر، ايجاد پايگاه چريكي مستقل براي تعليم مبارزان ايراني، ضرورت پيدا مي كند ، از اين رو دكتر چمران رهسپار لبنان مي شود تا چنين پايگاهي را ايجاد كند.

 

او به كمك امام موسي صدر، رهبر شيعيان لبنان، حركت محرومين و سپس جناح نظامي آن، سازمان «امل» را بر اساس اصول و مباني اسلامي پي ريزي مي نمايد . اين سازمان درميان توطئه ها و دشمني هاي چپ و راست، با تكيه بر ايمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستين اسلام انقلابي را پياده كرده ، در معركه هاي مرگ و حيات به آغوش گرداب خطر فرو مي رود و در طوفانهاي سهمناك سرنوشت، به استقبال شهادت مي تازد و پرچم خونين تشيع را در برابر جبار ترين ستمگران روزگار، صهيونيزم اشغالگر و همدستان خونخوار آنها، راستگرايان فالانژ، به اهتزاز درمي آورد.

 

چمران از قلب بيروت سوخته و خراب تا قله هاي بلند كوههاي جبل عامل و در مرزهاي فلسطين اشغال شده از خود قهرمانيهاي بسياري به يادگار گذاشته وهميشه در قلب محرومين و مستضعفين شيعه جاي گرفته است . شرح اين مبارزات افتخار آميز با قلمي سرخ و به شهادت خون پاك شهداي لبنان، بر كف خيابانهاي داغ و بر دامنه كوههاي مرزي اسرائيل براي ابد ثبت گرديده است.

 

**چمران و انقلاب اسلامي ايران؛

 

دكتر چمران با پيروزي انقلاب اسلامي بعد از 21 سال هجرت، به وطن باز مي گردد. همه تجربيات انقلابي و علمي خود را در خدمت انقلاب مي گذارد. خاموش و آرام ولي فعالانه و قاطعانه به سازندگي مي پردازد و همه تلاش خود را صرف تربيت اولين گروههاي پاسداران انقلاب در سعد آباد مي كند. سپس در شغل معاونت نخست وزيري ، روز و شب خود را به خطر مي اندازد تا سريع ترمسأله كردستان را فيصله دهد .او در قضيه فراموش ناشدني « پاوه » قدرت ايمان و اراده آهنين و شجاعت و فدا كاري خود را بر همگان ثابت مي كند .

 

پس از اين جرايانات ، فرمان انقلابي امام خميني (ره) صادر شد . فرماندهي كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهي منطقه نيز به عهده دكتر چمران واگذار شد.

 

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت در آمدند وبا تكيه بر همه تجارب انقلابي، ايمان، فداكاري، شجاعت، قدرت رهبري و برنامه ريزي دكتر چمران به شكوهمند ترين قهرمانيها دست يافتند و در عرض 15 روز همه شهر ها و راهها و مواضع استراتژيك كردستان را به تصرف درآوردند. بدين ترتيب كردستان از خطر حتمي نجات يافت و مردم مسلمان كرد با شادي و شعف به استقبال اين پيروزي شتافتند.

 

دكترمصطفي چمران بعد از اين پيروزي بي نظير و بازگشت به تهران از طرف بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ، امام خميني (ره)، به وزارت دفاع منصوب گرديد. وي در پست جديد، براي تغيير و تحول ارتش ، به يك سلسله برنامه هاي وسيع بنيادي دست زد كه پاكسازي ارتش و پياده كردن برنامه هاي اصلاحي از اين قبيل است .

 

شهيد چمران در اولين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، از سوي مردم تهران به نمايندگي انتخاب شد و تصميم داشت در تدوين قوانين و نظام جديد انقلابي، بخصوص در ارتش، حداكثر سعي و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشته ارتش را تغيير دهد. وي در يكي از نيايشهاي خود بعد ازانتخاب نمايندگي مردم در مجلس شوراي اسلامي، اينسان خدا را شكر مي گويد: « خدايا، مردم آنقدر به من محبت كرده اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده اند كه به راستي خجلم و آنقدر خود را كوچك مي بينم كه نميتوانم از عهده آن به در آيم. تو به من فرصت ده، توانايي ده تا بتوانم از عهده برايم و شايسته اين همه مهر و محبت باشم.»

 

چمران سپس به نمايندگي حضرت امام (ره) در شوراي عالي دفاع منصوب شد و مأموريت يافت تا به طور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه نمايد.

 

پس از شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران، دوران حماسه ساز و پرتلاش ديگري آغاز مي شود . دكتر چمران در آن دوران نمونه كامل ايثار، شجاعت و در عين فروتني و كار مداوم و بدون سر و صدا

 

و فقط براي رضاي خدا بود . او بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهاي ايران و يورش سريع آنها به شهر ها و روستا ها و مردم بي دفاع ، نتوانست آرام بگيرد و به خدمت امام امت رسيد و با اجازه ايشان و به همراه مقام معظم رهبري ، آيت الله خامنه اي كه در آن زمان نماينده ديگر امام در شوراي عالي دفاع و نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي بود ، به اهواز رفت. از آنجايي كه او هميشه خود را در گرداب خطر مي افكند و هراسي از مرگ نداشت، از همان بدو ورود دست بكار شد و در شب اول حمله چريكي اي را عليه تانكهاي دشمن كه تا چند كيلومتري شهراهوازپيشروي كرده بودند، آغاز كرد.

 

مصطفي چمران گروهي از رزمندگان داوطلب را به گردخود جمع كرد وبا تربيت و سازماندهي آنان، ستاد جنگهاي نامنظم را در اهواز تشكيل داد. اين گروه كمكم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زيادي انجام داد. ايجاد واحد مهندسي فعال براي ستاد جنگهاي نامنظم يكي از اين برنامه ها بود، كه به كمك آن جاده هاي نظامي به سرعت و در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ هاي آب در كنار رود كارون و احداث يك كانال به طول حدود بيست كيلومتر و عرض يكصد متر در مدتي كوتاه ، آب كارون را به طرف تانكهاي دشمن روانه ساخت، بطوري كه آنها مجبور شدند چند كيلومتري عقب نشيني كنند و سدي عظيم مقابل خود بسازند. اين عمل فكر تسخير اهواز را براي هميشه از سردشمنان به دور كرد .

 

يكي ديگر از كارهاي مهم و اساسي او از همان روزهاي اول، ايجاد هماهنگي بين ارتش، سپاه و نيروهاي داوطلب مردمي بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده اين حركت و شيوه جنگ مردمي و هماهنگي كامل بين نيروهاي موجود، تاكتيك تقريباً جديد جنگي بود. چيزي كه ابر قدرتها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه اين هماهنگي در خرمشهر به وجود نيامد و نيروهاي مردمي تنها ماندند. او تصميم داشت به خرمشهر برود ولي به علت خطر سقوط جدي اهواز، موفق نشد ولي چندين بار نيروهايي بين دويست تا يك هزار نفر را سازماندهي كرده و به خرمشهر فرستاد . آنان به كمك ديگر برادران خود توانستند در جنگي نا برابر مقابل حملات پياپي دشمن تا مدتها مقاومت كنند.

 

پس از يأس دشمن از تسخير اهواز، رژيم بعث عراق سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا روياي قادسيه را تكميل كند و براي دومين بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانكهاي حزب بعث شهر را در محاصره گرفتند . روز سوم تعدادي از آنها توانستند به داخل شهر راه يابند. 

 

دكتر چمران از محاصره تعدادي از ياران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت بر آشفته بود، با فشار و تلاش خود ومقام معظم رهبري ، ارتش را آماده ساخت كه براي اولين بار دست به يك حمله خطرناك وحماسه آفرين و نابرابر بزنند و خود نيز نيروهاي مردمي و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازمان دهي كرد و با نظامي نو و شيوه اي جديد از جانب جاده اهواز سوسنگرد به دشمن يورش بردند.

 

شهيد چمران پيشاپيش يارانش، به شوق كمك و ديدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوي اين شهر مي شتافت كه در محاصره تانكهاي دشمن قرار گرفت. او ساير رزمندگان را به سوي ديگري فرستاد تا نجات يابند وخود را به حلقه محاصره دشمن انداخت؛ در اين هنگام بود كه نبرد سختي در گرفت؛ نيروهاي كماندوي دشمن از پشت تانكها به او حمله كردند و او نيز در مصاف با دشمن متجاوز، از نقطه اي به نقطه ديگر و از سنگري به سنگرديگر مي رفت. كماندوهاي

 

دشمن او را به زير رگبار گلوله هاي خود گرفته بودند، تانكها به سوي او تير اندازي مي كردند و او شجاعانه و بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شديد آنها سريع، چابك، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغيير مي داد.

 

در اين درگيري همرزم چمران به شهادت رسيد و اويك تنه به نبرد خود ادامه مي داد و به سوي دشمن حمله مي برد. تا آنكه در حين « رقصي چنين در ميانه ميدان» از دوقسمت پاي چپ زخمي شد. با پاي زخمي بر يك كاميون عراقي حمله برد و به غنيمت گرفت . او به كمك جوان چابك ديگري كه خود را به مهلكه رسانده بود به داخل كاميون نشست واز دايره محاصره خارج شد .

 

دكتر چمران با همان كاميون خود را به بيمارستاني در اهواز رسانيد و بستري شد. اما بيش از يك شب در بيمارستان نماند وبعد از آن به مقر ستاد جنگهاي نا منظم رفت و دوباره با پاي زخمي و دردمند به كار خود پرداخت. حتي در همان شبي كه در بيمارستان بستري بود، جلسه مشورتي فرماندهان نظامي (تيمسار شهيد فلاحي، فرمانده لشگر92، شهيد كلاهدوز، مسئولين سپاه وسرهنگ محمد سليمي كه رئيس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماينده امام در سپاه پاسداران (شهيد محلاتي) در كنار تخت او در بيمارستان تشكيل شد .او در همان حال و همان شب پيشنهاد حمله به ارتفاعات الله اكبر را مطرح كرد.

 

شهيد چمران به رغم اسرار و پيشنهاد مسئولين و دوستانش ، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگهاي نا منظم و حركت به تهران براي معالجه نشد . تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در كنار بسترش و در مقابلش نقشه هاي نظامي منطقه، مقدار پيشروي دشمن و حركت نيروهاي خودي نصب شده بود و او كه قدرت و ياراي به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها مي نگريست و مرتب طرحهاي جالب و پيشنهاد هاي سازنده در زمينه هاي مختلف نظامي، مهندسي و حتي فرهنگي ارائه مي داد.

 

چمران پس از زخمي شدن، اولين بار براي ديدار با امام امت و بيان گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسيد و حوادثي را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عمليات و پيشنهادهاي خود را ارائه داد. حضرت امام (ره) نيز پدرانه و با ملاطفت خاصي رهنمودهاي لازم را ارائه مي داد.

 

دكتر چمران از سكون و عدم تحركي كه در جبهه ها وجود داشت دائماً رنج مي برد و تلاش مي كرد كه باارائه پيشنهادها و برنامه هاي ابتكاري حركتي بوجود آورد. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه هاي الله اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزديكي مرز است رسانده تا ارتباطات شمالي و جنوبي نيروهاي عراقي و مرز پيوسته آنان قطع شود. بالاخره در سي و يكم ارديبهشت ماه 1360، با يك حمله هماهنگ و برق آسا ارتفاعات الله اكبر فتح شد كه پس از پيروزي سوسنگرد بزرگ ترين پيروزي تا آن زمان بود.

 

شهيد چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولين كساني بود كه پا به ارتفاعات الله اكبر گذاشت؛ در حالي كه دشمن هنوز در نقاطي مقاومت مي كرد او و فرمانده شجاعش ايرج رستمي، دو روز بعد با تعدادي از ياران خود توانستند با فدا كاري و قدرت تمام تپه هاي شحيطيه (شاهسوند) را به تصرف در درآورند .

 

پس از پيروزي ارتفاعات الله اكبر، چمران اصرار داشت نيروهاي ايراني هرچه زودتر، قبل از اين كه دشمن بتواند استحكاماتي براي خود ايجاد كند، بسوي بستان سرازير شوند كه اين كار عملي نشد و خود او طرح تسخير دهلاويه را با ايثار و گذشت و فداكاري رزمندگان جان بر كف ستاد جنگهاي نا منظم و به فرماندهي ايرج رستمي عملي ساخت.

 

 

**خاطراتي از شهيد چمران؛

 

*آن شب، آخرين شبي بود كه نوازش نسيم بهار بر گونه‏هاي گلهاي دشت بوسه مي‏كاشت و براي سبزه‏ها غزل وداع مي‏سرود و مي‏رفت تا آمدني ديگر. و اهواز زير سايه‏ي سكوت شب، رؤياهاي شيرين پيروزي مي‏ديد. كسي چه مي‏دانست فردا در «دهلاويه» چه خواهد گذشت؟ فقط خدا مي‏دانست و شايد هم خاكريزهاي دهلاويه! شب آبستن حادثه‏اي تلخ بود و گويي در سكوتي مرگبار منتظر خبري از نسيم صبح. و او بي‏اعتنا به تمام سياهيها، اشكهايش را براي بارها و بارها پاي ضريح سجاده به قربانگاه راز و نياز مي‏برد و مي‏رفت تا آخرين نيايشهايش را بر صفحه‏ي صحيفه‏ي عشق، جاودانه سازد:

 

«خدايا! تو را شكر كه مرا در آتش عشق گداختي. احساس مي‏كنم اين دنيا ديگر جاي من نيست. خدايا! به سوي تو مي‏آيم و از عالم و عالميان مي‏گريزم. تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده».

 

در سحرگاه سي و يكم خرداد ماه سال شصت، «ايرج رستمي» فرمانده منطقه‏ي دهلاويه به شهادت رسيد و شهيد دكتر چمران به شدت از اين حادثه افسرده و ناراحت بود. غمي مرموز همه رزمندگان ستاد به خصوص رزمندگان و دوستان رستمي را فراگرفته بود؛ دسته‏اي از دوستان صميمي او مي‏گريستند و گروهي ديگر مبهوت مانده فقط به همديگر مي‏نگريستند؛ از در و ديوار، از جبهه و شهر، بوي مرگ و نسيم شهادت مي‏وزيد و گويي همه در سكوتي مرگبار منتظر حادثه‏اي بزرگ و زلزله‏اي وحشتناك بودند. شهيد چمران، يكي ديگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاويه به جاي رستمي معرفي كند.

 

همه‏ي اطرافيانش هنگام خروج از ستاد با او وداع كردند و با نگاه‏هاي اندوهبار تا آن‏جا كه چشم مي‏ديد و گوش مي‏شنيد، او و همراهانش را دنبال مي‏كردند و غمي مرموز و تلخ بر دلهايشان سنگيني مي‏كرد.

 

دكتر چمران، شب قبل در آخرين جلسه‏ي مشورتي ستاد، يارانش را با وصاياي بي‏سابقه‏اي نصيحت كرد و خدا مي‏داند كه در پس چهره‏ي ساكت، آرام و ملكوتي او چه غوغا و چه شور و هيجاني از شوق رهايي، رستن از غم و رنجها، شنيدن دروغ و تهمتها و دم نياوردنها و از شوق شهادت برپا بود؛ چه بسيار ياران باوفاي او به شهادت رسيده بودند و اينك او خود به قربانگاه مي‏رفت. سالها ياران و تربيت‏شدگان عزيزش در مقابل چشمانش و در كنارش شهيد شدند و او آنها را بر دوش گرفت و خود در اشتياق شهادت مي‏سوخت؛ ولي خداي بزرگ او را در اين آزمايشهاي سخت، محك مي‏زد و مي‏آزمود، او را هرچه بيشتر مي‏گداخت و روحش را صيقل مي‏داد تا قرباني عالي‏تري از خاكيان را به ملائك معرفي نمايد و بگويد: (اني أعلم ما لا تعلمون) (بقره: 30)؛ «من چيزهايي مي‏دانم كه شما نمي‏دانيد»

 

*درخشندگي رخسار؛

 

چقدر چهره‏اش در تاريكي شب مي‏درخشيد. گاهي با لبخندي تلخ، شايد به ياد يارانش در پاوه، كوههاي بلند كردستان، تنگي حلقه‏ي محاصره‏ي سوسنگرد و رؤياي بر باد رفته‏ي قادسيه‏ي دشمن، يا شيريني فتح ارتفاعات الله‏اكبر و گاهي درخشش مرواريد اشك به ياد سرخي خون مبارزان لبنان بر بلنديهاي جبل عامل؛ نگاه‏هاي غمناك آوارگان فلسطين، يا تكه‏هاي جسد پاسداران كرد پاوه و حسرت پيوستن به آناني كه امشب پرنده‏ي خاطراتشان در آيينه‏ي بارش چشمانش پرواز را به تصوير مي‏كشيدند.

 

بالأخره صبح از راه رسيد و نسيمي كه از دهلاويه به سوي اهواز، بال گشوده بود، شميم شهادت علمدارش را در علقمه‏ي دهلاويه چون قاصدكي سبكبال در همه جا پراكند و آنچه ماند، بهت بود و حيرت؛ اشك بود و سكوتي كه بار هزاران فرياد را با خود به دوش مي‏كشيد و در اين هياهوي بي‏صدا، شانه‏هاي ستبر او بايد سنگيني داغي دوباره را تحمل مي‏كرد. برخاست تا علمداري ديگر را به معركه ببرد. فضا پر بود از بوي كربلا و او آرام‏آرام به گودي قتلگاه نزديك مي‏شد، فقط خدا مي‏دانست كه در دل آن درياي آرام چه طوفاني برپا بود و چه امواج خروشاني در تلاطم رسيدن به ساحل رهايي بي‏قرار و بي‏تاب شكستن ديوارهاي شني كالبد خاكي بودند. و او مي‏رفت تا زير باران خمپاره‏ها چركيهاي زمين را از خود بزدايد. به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بين راه مرحوم آيةالله اشرافي و شهيد تيمسار فلاحي را ملاقات كرد. براي آخرين بار يكديگر را بوسيدند و باز هم به حركت ادامه داد تا به قربانگاه رسيد. همه‏ي رزمندگان را در كانالي پشت دهلاويه جمع كرد، شهادت فرماندهشان «ايرج رستمي» را به آنها تبريك و تسليت گفت و با صدايي محزون و گرفته از غم فقدان رستمي؛ ولي نگاهي عميق و پرنور و چهره‏اي نوراني و دلي مالامال از عشق به شهادت و شوق ديدار پروردگار، گفت:«خدا رستمي را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، مي‏برد».

 

خداوند ثابت كرد كه او را دوست مي‏دارد و چه زود او را به سوي خود فراخواند.

 

**نحوه شهادت؛

 

در سي ام خرداد ماه 1360 يعني يك ماه پس از پيروزي ارتفاعات الله اكبر، چمران در جلسه فوق العاده شوراي عالي دفاع در اهواز با حضور مرحوم آيت الله اشراقي شركت و از عدم تحرك و سكون نيروهاانتقاد كرد و پيشنهاد هاي نظامي خود را از جمله حمله به بستان را ارائه داد. اين آخرين جلسه شوراي عالي دفاع بود كه در آن شركت داشت و فرداي آن روز، روز غم انگيز و بسيارسخت و هولناكي بود.

 

در سحر گاه سي و يكم خرداد 1360 ، ايرج رستمي فرمانده منطقه دهلاويه به شهادت رسيد وشهيد دكتر چمران بشدت از اين حادثه افسرده و ناراحت بود. غمي مرموز همه رزمندگان ستاد،بخصوص رزمندگان و دوستان رستمي را فرا گرفته بود. شهيد چمران، يكي ديگر از فرماندهانش رااحضار كرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاويه به جاي رستمي معرفي كند . در لحظه حركت،يكي از رزمندگان با سادگي و زيبايي گفت: « همانند روز عاشورا كه يكايك ياران حسين (ع) به شهادت رسيدند، عباس علمدار او(رستمي) هم به شهادت رسيد و اينك خود او آماده حركت به جبهه است.»

 

بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در بين راه مرحوم آيت الله اشراقي و شهيد تيمسار فلاحي را ملاقات كرد. براي آخرين بار همديگر را ديدند وبه حركت ادامه دادند تا اينكه به قربانگاه رسيدند .

 

چمران همه رزمندگان را در كانالي پشت دهلاويه جمع كرد، شهادت فرمانده شان را به آنها تبريك و تسليت گفت و با صدايي محزون و گرفته از غم فقدان رستمي، ولي نگاهي عميق و پر نور وچهره اي نوراني و دلي مالا مال از عشق به شهادت و شوق ديدار پروردگار گفت: «خدا رستمي را دوست داشت و برد و اگرخدا ما را هم دوست داشته باشد، مي برد.»

 

خداوند ثابت كرد كه او را نيز دوست دارد و به سوي خود فرا خواند. چمران در آن منطقه در حين سركشي به مناطق و خطوط مقدم بر اثر اثابت تركش خمپاره هاي دشمن به شهادت رسيد .

 

**شمس و مولانا؛ صدر و مصطفي؛

 

چمران؛ سوغاتي امام موسيصدر در سفر سال 1350 وي به تهران بود كه به بيروت برد. بازرگان شاگرد مقيم مصرش را به صدر معرفي كرد تا او را با خود به يادگار به لبنان ببرد و ياريگرش در تشكيل مدرسهاي در صور باشد. سابقه آموزشهاي نظامي مصطفي در مصر به مددش آمده و او با همراهي صدر «حركةالمحرومين» و سپس جناح نظامي آن، يعني سازمان امل را بنا مينهد.

 

شايد كمتر كسي بداند كه چمران پنج سال قبل از شهادتش نيز وصيتنامهاي نوشته بود. او در دومين دوره جنگ داخلي لبنان در سال 55 از سوي امام موسي صدر مأموريت يافت تا براي سازماندهي مقاومت شيعيان، راهي شهرك نبعه شود. او پيش از اين عزيمت در وصيتنامهاي كه در سال 61 پس از بمباران مدرسه اي كه در آن درس ميداد، كشف شد؛ وصيتنامهاي را خطاب به امام موسي صدر نوشت و در آن او را معبود و معشوق خود خوانده و سه ويژگي ممتاز خودش را «عشق»، «فقر» و «تنهايي» برميشمارد و وصيتش را درباره «عشق و حيات و وظيفه» مينويسد: به خاطر عشق است كه فداكاري ميكنم. به خاطر عشق است كه خدا را حس مي كنم، او را مي پرستم و حيات و هستي خود را تقديمش مي كنم.... درود آتشين من به روح بلند تو باد كه از محدوده تنگ و باريك خودبيني و خودخواهي بيرون است و جولانگاهش عظمت آسمانها و اسماء مقدس خداست. عشق سوزان من فداي عشقت باد، كه بزرگترين و زيباترين مشخصه وجود توست، و ارزنده ترين چيزي است كه مرا جذب تو كرده است، و مقدس ترين خصيصه اي است كه در ميزان الهي به حساب مي آيد ...

 

«عشق» در وصيتنامه دوم چمران هم موج ميزند. وصيتنامهاي كه اينبار در ايران و در ماموريت وي به اهواز نوشته شد: به خاطر عشق است كه به دنيا با بي‌اعتنائي مي‌نگرم و ابعاد ديگري را مي‌يابم. به خاطر عشق است كه دنيا را زيبا مي‌بينم و زيبائي را مي‌پرستم. عشق هدف حيات و محرك زندگي من است. زيباتر از عشق چيزي نديده‌ام و بالاتر از عشق چيزي نخواسته‌ام.... اين لحظات حساس، لحظات وداع با زندگي و عالم، لحظات لقاي پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ بايد زيبا باشد.

 

 

**وصيت نامه شهيد؛

 

وصيت مي كنم … 

 

وصيت مي كنم به كسي كه او را بيش از حد دوست مي دارم! به معبود من! به معشوق من! به امام موسي صدر! كسي كه او را مظهر علي مي دانم! او را وارث حسين مي خوانم! كسي كه رمز طايفه شيعه، و افتخار آن، و نماينده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختي، حق طلبي و بالأخره شهادت است! آري به امام موسي وصيت مي كنم … 

 

براي مرگ آماده شده ام و اين امري است طبيعي كه مدتهاست با آن آشنا شده ام. ولي براي اولين بار وصيت مي كنم. خوشحالم كه در چنين راهي به شهادت مي رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فيها بريده ام. همه چيز را ترك گفته ام. علايق را زير پا گذاشته ام. قيد و بندها را پاره كرده ام. دنيا و ما فيها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت مي روم.

 

از اينكه به لبنان آمدم و پنج يا شش سال با مشكلاتي سخت دست به گريبان بوده ام، متأسف نيستم. 

 

از اينكه آمريكا را ترك گفتم، از اينكه دنياي لذات و راحت طلبي را پشت سر گذاشتم، از اينكه دنياي علم را فراموش كردم، از اينكه از همه زيبائيها و خاطره زن عزيز و فرزندان دلبندم گذشته ام، متأسف نيستم … از آن دنياي مادي و راحت طلبي گذشتم و به دنياي درد، محروميت، رنج، شكست، اتهام، فقر و تنهايي قدم گذاشتم. 

 

با محروميت همنشين شدم. با دردمندان و شكسته دلان هم آواز گشتم. از دنياي سرمايه داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومين و مظلومين وارد شدم. با تمام اين احوال متأسف نيستم … 

 

تو اي محبوب من، دنيايي جديد به من گشودي كه خداي بزرگ مرا بهتر و بيشتر آزمايش كند. تو به من مجال دادي تا پروانه شوم، تا بسوزم، تا نور برسانم، تا عشق بورزم، تا قدرتهاي بي نظير انساني خود را به ظهور برسانم، از شرق به غرب و از شمال تا جنوب لبنان را زير پا بگذارم و ارزشهاي الهي را به همگان عرضه كنم، تا راهي جديد و قوي و الهي بنمايانم، تا مظهر باشم، تا عشق شوم، تا نور گردم، از وجود خود جدا شوم و در اجتماع حل گردم، تا ديگر خود را نبينم و خود را نخواهم، جز محبوب كسي را نبينم، جز عشق و فداكاري طريقي نگزينم، تا با مرگ آشنا و دوست گردم و از تمام قيد و بندهي مادي آزاد شوم… 

 

تو اي محبوب من رمز طايفه اي، و درد و رنج هزار و چهار صد ساله را به دوش مي كشي، اتهام و تهمت و هجوم و نفرين و ناسزاي هزار و چهار صد سال را همچنان تحمل مي كني، كينه هاي گذشته و دشمني هاي تاريخي و حقد و حسدهاي جهانسوز را بر جان مي پذيري، تو فداكاري مي كني، تو از همه چيز خود مي گذري، تو حيات و هستي خود را فداي هدف و اجتماع انسانها مي كني، و دشمنانت در عوض دشنام مي دهند و خيانت مي كنند، به تو تهمتهاي دروغ مي زنند و مردم جاهل را بر تو مي شورانند، و تو اي امام لحظه اي از حق منحرف نمي شوي و عمل به مثل انجام نمي دهي و همچون كوه در مقابل طوفان حوادث آرام و مطمئن به سوي حقيقت و كمال و قدم بر مي داري، از اين نظر تو نماينده علي (ع) و وارث حسيني… و من افتخار مي كنم كه در ركابت مبارزه مي كنم و در راه پر افتخارت شربت شهادت مي نوشم… 

 

اي محبوب من، آخر تو مرا نشناختي! زيرا حجب و حيا مانع آن بود كه من خود را به تو بنمايانم، يا از عشق سخن برانم يا از سوز دروني خود بازگو كنم… اما من، مني كه وصيت مي كنم، مني كه تو را دوست مي دارم… آدم ساده اي نيستم!… من خداي عشق و پرستشم، من نماينده حق و مظهر فداكاري و گذشت و تواضع و فعاليت و مبارزه ام، آتشفشان درون من كافيست كه هر دنيايي را بسوزاند، آتش عشق من به حدي است كه قادر است هر دل سنگي را آب كند، فداكاري من به اندازه اي است كه كمتر كسي در زندگي به آن درجه رسيده است… به سه خصلت ممتاز شده ام: 

 

1. عشق كه از سخنم و نگاهم و دستم و حركاتم و حيات و مماتم مي بارد. در آتش عشق مي سوزم و هدف حيات را جز عشق نمي شناسم. در زندگي جز عشق نمي خواهم، و جز به عشق زنده نيستم. 

 

2. فقر كه از قيد همه چيز آزاد و بي نيازم. و اگر آسمان و زمين را به من ارزاني كنند، تأثيري در من نمي كند. 

 

3. تنهايي كه مرا به عرفان اتصال مي دهد. مرا با محروميت آشنا مي كند. كسي كه محتاج عشق است، در دنياي تنهايي با محروميتِ عشق مي سوزد. جز خدا كسي نمي تواند انيس شبهاي تار او باشد و جز ستارگان اشكهاي او را پاك نخواهند كرد. 

 

جز كوههاي بلند راز و نيازهاي او را نخواهند شنيد و جز مرغ سحر ناله هاي صبحگاه او را حس نخواهند كرد. به دنبال انساني مي گردد تا او را بپرستد يا به او عشق بورزد. ولي هر چه بيشتر مي گردد، كمتر مي يابد … 

 

كسي كه وصيت مي كند آدم ساده اي نيست. بزرگترين مقامات علمي را گذرانده، سردي و گرمي روزگار را چشيده، از زيباترين و شديدترين عشقها برخوردار شده، از درخت لذات زندگي ميوه چيده، از هر چه زيبا و دوست داشتني است برخوردار شده، و در اوج كمال و دارايي همه چيز خود را رها كرده و به خاطر هدفي مقدس، زندگي دردآلود و اشكبار و شهادت را قبول كرده است. 

 

آري اي محبوب من، يك چنين كسي با تو وصيت مي كند … 

 

وصيت من درباره مال و منال نيست. زيرا مي داني كه چيزي ندارم، و آنچه دارم متعلق به تو و حركت و مؤسسه است. از آنچه به دست من رسيده، به خاطر احتياجات شخصي چيزي بر نداشته ام. جز زندگي درويشانه چيزي نخواسته ام. حتي زن و بچه ها و پدر و مادر نيز از من چيزي دريافت نكرده اند. آنجا كه سر تا پاي وجودم براي تو و حركت باشد، معلوم است كه مايملك من نيز متعلق به تو است. 

 

وصيت من درباره قرض و دين نيست. مديون كسي نيستم، در حالي كه به ديگران زياد قرض داده ام. 

 

به كسي بدي نكرده ام. در زندگي خود جز محبت، فداكاري، تواضع و احترام نبوده ام. از اين نظر نيز به كسي مديون نيستم … 

 

آري وصيت من درباره اين چيزها نيست … 

 

وصيت من درباره عشق و حيات و وظيفه است …

 

احساس مي كنم كه آفتاب عمرم به لب بام رسيده است و ديگر فرصتي ندارم كه به تو سفارش كنم. وصيت مي كنم، وقتي كه جانم را بر كف دستم گذاشته ام، و انتظار دارم هر لحظه با اين دنيا وداع كنم و ديگر تو را نبينم…. 

 

تو را دوست مي دارم و اين دوستي بابت احتياج و يا تجارت نيست. در اين دنيا به كسي احتياج ندارم. حتي گاهگاهي از خداي بزرگ نيز احساس بي نيازي مي كنم … از او چيزي نمي طلبم و احساس احتياج نمي كنم. چيزي نمي خواهم، گله اي نمي كنم و آرزوئي ندارم. عشق من به خاطر آن است كه تو شايسته عشق و محبتي، و من عشق به تو را قسمتي از عشق به خدا مي دانم. همچنانكه خداي را مي پرستم و عشق مي ورزم، به تو نيز كه نماينده او در زميني عشق مي ورزم. و اين عشق ورزيدن همچون نفس كشيدن براي من طبيعي است … 

 

عشق هدف حيات و محرك زندگي من است. زيباتر از عشق چيزي نديده ام و بالاتر از عشق چيزي نخواسته ام. عشق است كه روح مرا به تموج وا مي دارد، قلب مرا به جوش مي آورد، استعدادهاي نهفته مرا ظاهر مي كند، مرا از خودخواهي وخودبيني مي رهاند، دنياي ديگري حس مي كنم، در عالم وجود محو مي شوم، احساسي لطيف و قلبي حساس و ديده اي زيبابين پيدا مي كنم. لرزش يك برگ، نور يك ستاره دور، موريانه كوچك، نسيم ملايم سحر، موج دريا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا مي ربايند و از اين عالم به دنياي ديگري مي برند … اينها همه و همه از تجليات عشق است … 

 

به خاطر عشق است كه فداكاري مي كنم. به خاطر عشق است كه به دنيا با بي اعتنايي مي نگرم و ابعاد ديگري را مي يابم. به خاطر عشق است كه دنيا را زيبا مي بينم و زيبائي را مي پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس مي كنم، او را مي پرستم و حيات و هستي خود را تقديمش مي كنم … 

 

مي دانم كه در اين دنيا به عده زيادي محبت كرده ام، حتي عشق ورزيده ام، ولي جواب بدي ديده ام. عشق را به ضعف تعبير مي كنند و به قول خودشان زرنگي كرده از محبت سوءاستفاده مي نمايند! اما اين بي خبران نمي دانند كه از چه نعمت بزرگي كه عشق و محبت است، محرومند. نمي دانند كه بزرگترين ابعاد زندگي را درك نكرده اند. نمي دانند كه زرنگي آنها جز افلاس و بدبختي و مذلت چيزي نيست … 

 

و من قدر خود را بزرگتر از آن مي دانم كه محبت خويش را از كسي دريغ كنم. حتي اگر آن كس محبت مرا درك نكند و به خيال خود سؤاستفاده نمايد. من بزرگتر از آنم كه به خاطر پاداش محبت كنم، يا در ازاء عشق تمنايي داشته باشم. من در عشق خود مي سوزم و لذت مي برم. اين لذت بزرگترين پاداشي است كه ممكن است در جواب عشق من به حساب آيد … 

 

مي دانم كه تو هم اي محبوب من، در درياي عشق شنا مي كني. انسانها را دوست مي داري. به همه بي دريغ محبت مي كني. و چه زيادند آنها كه از اين محبت سوءاستفاده مي كنند. حتي تو را به تمسخر مي گيرند و به خيال خود تو را گول ميزنند … تو اينها را مي داني ولي در روش خود كوچكترين تغييري نمي دهي … زيرا مقام تو بزرگتر از آن است كه تحت تأثير ديگران عشق بورزي و محبت كني. عشق تو فطري است. همچون آفتاب بر همه جا مي تابي و همچون باران برچمن و شوره زار مي باري و تحت تأثير انعكاس سنگدلان قرار نمي گيري … 

 

درود آتشين من به روح بلند تو باد كه از محدوده تنگ و باريك خودبيني و خودخواهي بيرون است و جولانگاهش عظمت آسمانها و اسماء مقدس خداست. 

 

عشق سوزان من فداي عشقت باد، كه بزرگترين و زيباترين مشخصه وجود توست، و ارزنده ترين چيزي است كه مرا جذب تو كرده است، و مقدس ترين خصيصه اي است كه در ميزان الهي به حساب مي آيد … 

 

روحش شاد ويادش گرامي

 


منبع:باشگاه خبرنگاران

 

 

 

http://barrudkariz.b88.ir/

 

 

 

احمداسماعيلي كريزي/"خراسان رضوي،شهرستان كاشمر"

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۶:۱۷ ] [ ahmad ]
 

كد خبر: 12267

خيابان شهيد چمران بيروت

يكي از خيابان‌هاي اصلي بيروت به نام شهيد چمران نام‌گذاري مي‌شود.

اتاق خبر 24:يك منبع در رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در بيروت از نام‌گذاري يكي از خيابان‌هاي اصلي شهر بيروت به نام شهيد مصطفي چمران خبر داد.

بر اساس اين گزارش، با همكاري و هماهنگي‌هاي صورت گرفته با شهرداري "القبيري" بيروت قرار است طي روزهاي آينده يكي از خيابان‌هاي مهم اين شهر به‌پاس رشادت و مجاهدت‌هاي شهيد چمران در ايران و لبنان به نام اين شهيد بزرگوار نام‌گذاري شود.
 بنا بر اعلام رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران، با همكاري شهرداري تهران تنديسي از شهيد دكتر مصطفي چمران ساخته شده كه در مركز اين خيابان و محلي كه با نماسازي و محوطه سازي خاصي آماده شده، نصب خواهد شد.

اين منبع در رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در بيروت اعلام كرد، قرار است با برگزاري مراسمي كه مقامات ايراني و لبناني در آن حضور دارند از نام اين خيابان پرده برداري شود. شخصيت‌هايي همچون سفير جمهوري اسلامي ايران، شهردار منطقه و نمايندگان جنبش امل و حزب‌الله لبنان در اين مراسم سخنراني خواهند كرد و در ادامه نيز از تنديس شهيد چمران رونمايي خواهد شد.
كنار اين مراسم نيز نمايشگاه عكسي از تصاوير شهيد چمران برپا خواهد شد كه در آن برخي از كتاب‌هاي وي نيز نمايش داده مي‌شوند.

  منبع: خبرگزاري تسنيم http://barrudkariz.b88.ir/ احمداسماعيلي كريزي/"خراسان رضوي،شهرستان كاشمر"   انتهاي پيام




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۶:۱۷ ] [ ahmad ]
  كد خبر: 5437 فيلم/لحظه اصابت خمپاره و شهادت شهيد چمران      

 

شهيد دكتر"مصطفي چمران" در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ در مسير دهلاويه به سوسنگرد بر اثر اصابت تركش خمپاره دژخيمان بعثي به كاروان آسمانيان پيوست و به شهادت رسيد.
  دانلود فيلم   منبع: خبرگزاري تسنيم انتهاي پيام

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۳:۰۶:۱۶ ] [ ahmad ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
درباره وبلاگ

سياسي،اجتماعي،فرهنگي
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب

|