بررودكريز
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
چت باکس
آمار
امروز : 4
دیروز : 228
افراد آنلاین : 1
همه : 5667


 

تصويري از دست نوشته قديمي آيت الله هاشمي رفسنجاني در فضاي مجازي به اشتراك گذاشته شده است.

به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضاي مجازي باشگاه خبرنگاران جوان؛ به تازگي تصويري از دست نوشته آيت الله رفسنجاني رئيس فقيد مجمع تشخيص مصلحت نظام پس از بازديد از آرامگاه حكيم ابوالقاسم فردوسي، در سال 1376 در فضاي مجازي منتشر شده كه اين دستنوشته در خصوص اهميت فرهنگي و گردشگري آرامگاه اين شخصيت بزرگ مي باشد.

متن اين نامه به شرح زير مي باشد:
" بسم الله الرحمن الرحيم.با توجه به حق حكيم فردوسي و با توجه حق مردم و تاريخ ايران و با توجه به ظرفيت بالاي جذب جهانگردي با جاذبه هاي كم نظير شاهنامه مي توانيم و بايد منطقه توس و آرامگاه فردوسي تبديل به مركز پر رونق سازنده شود. لازم است با استفاده از صاحب نظران و هنرمندان طراحي مناسب تهيه و اعلام نماييد.
زيبنده است كه دولت سرمايه گزاري هاي اوليه را بنمايد وبي شك در مراحل بعدي خودكفا خواهد بود و راهنماي هاي رهبر عاليقدر انقلاب در سال گذشته سرمايه خوبي است.اكبر هاشمي رفسنجاني 76/6/24."

گفتني است؛ آيت الله هاشمي رفسنجاني در 19 دي ماه سال جاري به دليل عارضه قلبي در يكي از بيمارستان هاي تهران درگذشت.

انتهاي پيام /

 

http://barrud.rasekhoonblog.com

 

 شكلك هاي محدثه
احمداسماعيلي كريزي/"استان خراسان رضوي،"

http://barrudkariz.shblog.ir/


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۲۸:۴۲ ] [ ahmad ]


 

به گزارش افكارنيوز،

امام موسي صدر (رهبر شيعيان لبنان) 45 سال قبل در يكي از سفرهاي خود به ايران، با پيشنهاد چهره‌هاي حوزوي و خانواده برخي مجاهدين به ديدار محمدرضا پهلوي رفت.

اين ديدار 28 دي‌ماه 1350 صورت گرفت. مهدي فيروزان خواهرزاده و داماد امام موسي صدر در ويژه‌نامه نوروز 93 ماهنامه نسيم بيداري درباره اين ديدار گفته است:

پانزده شانزده ساله بودم كه امام موسي صدر براي استراحت و ديدار با اقوامش به ايران آمده بود. دو، سه روز اول، خانه ما بود. از كارهاي گسترده و تشكيلات مربوط به شيعيان لبنان مي‌گفت و پيشرفت‌هايي كه در وضعيت شيعيان لبنان به وجود آمده بود.

همان روزها، آقاي علم زنگ زد و به امام موسي صدر گفت حالا كه ايران آمديد، نمي‌خواهيد با شاه ملاقات كنيد؟ امام موسي صدر پاسخ دادند كه خير من فقط براي رفع خستگي و ديدار با اقوام به ايران آمدم. طبيعي بود كه علم هم خوشش نيامده باشد. گذشت، تا روزهاي آخري كه امام موسي صدر در تهران بودند دوباره به خانه ما آمدند. خانه ما هم زرگنده بود و نزديك كاخ سعد آباد. ظهر بود و نزديك نهار. ديدم ايشان خيلي سرحال نيستند. گفتم چه شده است؟ گفتند از پيش شاه مي‌آيم. گفتم شما كه نمي‌خواستيد ديدار شاه برويد! گفتند: تعدادي از خانواده‌هاي زندانيان آمدند و تقاضا كردند كه ديدار شاه بروم تا وساطت كنم.

خانواده برخي روحانيون و مجاهدين اوليه، همچون بديع‌زادگان و حنيف‌نژاد و … به امام موسي صدر گفته بودند كه شاه تنها ملاحظات شما را رعايت مي‌كند، بنابراين شما به ديدن شاه برويد و از او بخواهيد احكام صادر شده حبس‌هاي بلندمدت و اعدام را ملغي كند. امام موسي صدر به آنها گفته بود كه وساطت من تأثيري ندارد، چون شاه با آمريكا تمام كرده است. اما باز چون اصرار كردند، قبول كرد.

از ايشان پرسيدم شما كه مي‌دانستيد پادرمياني‌تان تاثيري ندارد، چرا قبول كرديد؟ پاسخشان جالب بود! گفتند اگر يك احتمال ضعيف هم وجود داشته باشد كه مجاهدين اعدام نشوند و روحانيون هم آزاد شوند، باز ارزش داشت اين ديدار صورت گيرد. البته آن ديدار كاملا هم بي‌نتيجه نبود، برخي روحانيون مثل آقاي هاشمي رفسنجاني آزاد شدند، ولي شاه در مورد مجاهدين كاري نكرد و آن‌ها اعدام شدند.

* دليل ديدار امام موسي صدر با شاه

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدهادي خسروشاهي نيز درباره ملاقات امام موسي صدر با شاه -كه مورد اعتراض مخالفان بود- با استناد به خاطره علي حجتي كرماني از اين موضوع -كه در يادنامه امام موسي صدر چاپ شده- گفته است: بايد توجه داشت كه ايشان در آن سفر، قصد ملاقات با شاه را نداشت، چرا كه در سفر و ملاقات قبلي گويا شاه وعده‌اي داده بود كه به ساختن بيمارستان شيعيان در لبنان كمك كند و بعد «سرهنگ قدر» سفير شاه در لبنان، اين كمك مالي را مشروط به ذكر نام شاه در بالاي كتيبه بيمارستان كرده بود كه امام موسي صدر هم اين شرط را رد كرده و كمك را نپذيرفته بود، به همين دليل تمايلي به ديدار نداشت. بله، اصرار بعضي از بزرگان، مانند شهيد مطهري و شهيد دكتر بهشتي براي مقالات با شاه، در راستاي نجات جواناني بود كه به خاطر اسلام‌خواهي به اعدام محكوم شده بودند و ايشان هم سرانجام آن را پذيرفت.

barrudkariz.shblog.ir

 

 

 

http://barrud.rasekhoonblog.com

 

 شكلك هاي محدثه
احمداسماعيلي كريزي/"استان خراسان رضوي،"

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۲۵:۵۱ ] [ ahmad ]


كد خبر: ۶۸۰۴۶۶

 

به روايت سرهنگ روح الله كاكاوند؛

مجروحي كه زير لب مي گفت «فدايت شوم امام»

از بچه هاي تعاون درخواست كردم اندكي درنگ كنند؛ تا چفيه ام را دور شكمش بپيچم. وقتي داشتم چفيه ام را از دور شكمش مي پيچيدم، متوجه شدم زير لب جمله اي را مرتباًً تكرار مي كند.
 گروه جهاد و مقاومت مشرق - در گرما گرم عمليات كربلاي 5 و پس از آنكه هواپيماهاي عراقي منطقه عمليات (شلمچه) را بمباران شيميايي كردند، گروه ش.م.ر (واحد ضد شيميايي، ضد ميكربي و ضد راديو اكتيو) بلافاصله منطقه را ضد عفوني و ساعاتي بعد گروهان ما را كه حدود 100 نفر بوديم به بيمارستان شهيد بقايي اهواز منتقل كردند.
 
همديگر را نگاه مي كرديم و متعجب بوديم چرا فرماندهان و مسئولين بهداري اصرار دارند ما را به بيمارستان منتقل و بستري كنند! چون هيچ آثار و علائم ظاهري دال بر مصدوميت شيميايي، در بدن ما وجود نداشت. فقط يه كم حالت تهوع و سرگيجه داشتيم. همين كه ما را به بيمارستان رساندند، خودروها برگشتند.
 
كاركنان بيمارستان پذيرش رزمنده ها را آغاز و تعدادي را بستري نمودند. با چهار نفر ديگر از رزمنده ها تصميم گرفتيم بيمارستان را ترك و به خط مقدم برگرديم. به صورت پنهاني از بيمارستان بيرون آمديم؛ با خودروهاي عبوري (شخصي و نظامي) خود را به شلمچه رسانديم. جانشين فرمانده گردان ادوات تيپ نبي اكرم (ص) كه در حال عزيمت به قرارگاه تاكتيكي بود به محض مشاهده ما توقف كرد و از ما توضيح خواست كه چرا برگشته ايم! به حالت شوخي گفتيم: « پزشك معاينه كرد و گفت مرخص هستيد».
 
از لحن كلام ما متوجه شد كه خودسرانه بيمارستان را ترك كرده ايم، لذا شروع كرد به توضيح بيشتر و اينكه «اثرات گازهاي شيميايي بعدها مشخص مي شود. تركيبات گاز شيميايي همانند اصابت گلوله و تركش نيست، كه قابل روئيت باشد؛ بايد مي مانديد و ضدعفوني مي شديد».
 
از حرف هاي فرمانده هم نگران شده بوديم و هم باورمان نمي شد كه بعدها دچار مشكلات پوستي، چشمي و ريوي شويم. فرمانده دستور داد، حال كه در بيمارستان نمانده ايم، لباس هاي قديمي را آتش زده و لباس نو از تداركات تحويل گرفته و پس از استحمام به خط مقدم برگرديم. يادداشتي را براي تداركات گردان كه در آبادان بود نوشت و خداحافظي كرد.
 
چند ساعت بعد با خودروهاي گردان تا نزديكي هاي خط مقدم ما را رساندند؛ سپس پياده به راه افتاديم. در اين حين صحنه عجيبي نظرم را به سوي خود جلب كرد. مجروحي را ديدم كه بچه هاي تعاون (گروهي كه مسئوليت انتقال شهدا و جانبازان به عقبه خط مقدم را عهده دار بودند) او را روي برانكارد گذاشته و در حال انتقال او هستند؛ اما هر از چند گاهي چيزي از روي شكمش پايين مي افتاد و با دستانش جمعش مي كرد. اين حركت خيلي سريع تكرار مي شد. به آنها نزديك شدم. ديديم يك نوجوان حدوداً 15- 16 ساله است كه شكمش پاره شده و دل و روده اش بيرون مي ريزد و او با دستانش آنها را جمع كرده و داخل شكمش قرار مي دهد، اين حالت هر لحظه در حال تكرار بود.
 
از بچه هاي تعاون درخواست كردم اندكي درنگ كنند؛ تا چفيه ام را دور شكمش بپيچم. وقتي داشتم چفيه ام را از دور شكمش مي پيچيدم، متوجه شدم زير لب جمله اي را مرتباًً تكرار مي كند. نزديكش شدم، با دقت گوش كردم. جمله اين بود «صقه ات بام، امام!» مردانگي و  بزرگي را در چهره اش ديدم. فقط يك عاشق مي توانست در چنين وضعيتي بگويد: «فدات شم، امام!»
 
وقتي اين صحنه را ديدم به خود آمدم و از اينكه بيمارستان را ترك كرده بودم، حس بهتري داشتم و خوشحال تر شدم. به عبارتي در مقابل اين ايثار و از خودگذشتگي و اين پايمردي و دلاوري حقيقتاً مات و مبهوت شده بودم. پيشاني او را بوسيدم و از آنها جدا شدم. چندين ماه بعد به صورت اتفاقي او را در بيمارستان شهيد «رهنمون» خيابان شريعتي تهران زيارت كردم.
 
چون حاج نصرالله (برادر بزرگترم) مجروح شده بود و در همين بيمارستان بستري بود و بنده نيز براي عيادت به آنجا رفت و آمد مي كردم. بعد از اينكه متوجه شدم رزمنده اي در اتاق كناري يستري است؛ اما ملاقات كننده ندارد، كنجكاو شدم. بر بالين او حاضر شدم، اسم كوچكش يادم نيست؛ اما نام خانوادگي اش «پاپي» بود. دست و پا شكسته با زبان لري با او سلام و احوالپرسي و يه كم باهاش شوخي كردم. پرسيدم: كجا مجروح شده اي؟ گفت: كربلاي 5 در شلمچه به سبب اصابت تركش خمپاره از ناحيه شكم زخمي شده ام. گفتم: چرا ملاقات كننده نداري؟ گفت: اگر به خانواده اطلاع مي دادم هم نگران مي شدند و هم نمي گذاشتند دوباره به جبهه برگردم؛ چون قصد دارم هر وقت خوب شدم، از همين جا به جبهه برگردم.
 
در دلم جا گرفته بود و هر بار كه به عيادت داداش مي رفتم، اول خدمت ايشان مي رفتم و از اين روحيه والا و تحسين برانگيزش، لذت مي بردم، و انرژي مي گرفتم. اينان انسان هاي پاك و بي ريايي بودند؛ كه ايثار و فداكاري را هزاران بار بهتر و زيباتر از نمادهاي تاريخي كه در كتاب ها خوانده ايم، معنا كردند. همان هايي كه 8 سال دفاع مقدس را با تمام وجود درك كردند، اداره كردند و سرافراز از آن آزمون بزرگ بيرون آمدند. همان هايي كه از خود گذشتند تا هويّت، امنيت و اعتلاي اين مرز و بوم از دست نرود.
 
آنها فاتح نبردي بودند كه در عين نابرابري، اصول اخلاقي و انساني را فراموش نكردند و در حالي كه خود تشنه بودند، آب قمقمه هايشان را به اسراي عراقي مي دادند. اي كاش مسئوليني كه رياست بر اين مردم شريف و نجيب را موروثي تلقي كرده و هيچ سهمي در دفاع مقدس اين امت نداشته و ندارند با خود عهد كنند روزانه، ماهانه و يا حتي ساليانه چند سطر از خاطرات جانبازان، رزمندگان و وصيت نامه شهدا را مطالعه كنند؛ تا غرق دنيا و زخارف دنيوي نشوند. قدري به خود بيايند و فرصت خدمتگذاري به اين مردم شريف و نجيب را همانند شب قدر، قدر بدانند. از دست اندازي به بيت المال بپرهيزند، همه چيز را پول نبينند، مشكلات مردم را مشكل خود تلقي نموده و زندگي را بر مردم سخت نكنند، به فكر اشتغال جوانان باشند و در كنار حقوق هاي جند صد ميليوني، حقوق يك ميليوني را براي كارگران حفظ كنند تا كانون خانواده آنها از هم نپاشد.
 
همانند عامه مردم زندگي كنند، عالم را محضر خدا تلقي و در محضر خدا خيانت نكنند. فراموش نكنند فرداي قيامت در دادگاه عدل الهي بايد در برابر شهدا پاسخگوي اعمال، رفتار، گفتار و حتي انديشه هايشان باشند.
 
 
 
 
http://barrudkariz.shblog.ir/
 
http://barrud.rasekhoonblog.com

 

 شكلك هاي محدثه
احمداسماعيلي كريزي/"استان خراسان رضوي،"
 
 

 


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۲۴:۱۵ ] [ ahmad ]

 مسجد الرايه:

 

photo_2017-01-18_04-44-44.jpg

 

 

يكي ديگر از مساجد تاريخي جهان اسلام  درمكه مكرمه، مسجد الرايه است اين مسجد شاهد و يادگار فتح وپيروزي مسلمين در سال هشتم هجري است  ،رايه به معناي پرچم است ، اين مسجد در شارع مسجدالحرام بعد از بازار ابوسفيان به طرف قبرستان ابوطالب سمت چپ ودر حاشيه  خيابان   قرار دارد و اخيرا تجديد بنا شده است، محل نصب پرچم اسلام پس از فتح مكه.[1]                                               

شهداي فخ  :      

 

                                     

     فخ نام موضعي است در يك فرسخي مكه، بعد از مسجد تنعيم از طرف مدينه به مكه ، يا به عبارتي فاصله آن از مسجد الحرام تا آن منطقه حدود شش كيلومتر است ، وآنجارا محل يا منطقه شهدا نيز مي نا مند، علت نام گذاري آن منطقه به نام شهدا اينست ، كه حسين بن علي بي حسن بن حسن بن علي بن ابي طالب(  ع) ،در هشتم ذي حجه  ،سال 169 هجري قمري ، روز ترويه، قيام كرد، اين حركت، مصادف با همان روز ي است، كه يك صدوهشت سال قبل امام حسين (ع) مكه را به طرف كوفه وكربلا ترك كرد،(روز ترويه ) و همان گونه كه امام حسين( ع) مظلومانه همراه يارانشان به شهادت رسيدند وسه شبانه روز اجساد طاهرين آنها بي غسل وكفن روي زمين هاي گرم كربلا مانده بود ،اين ها نيز  در آن مكان به شهاد ت رسيدند واجساد پاكشان ،  سه شبانه روز درمنطقه فخ روي زمين هاي گرم مكه ماند.وشباهت ديگر قيام شهداي فخ باشهدا كربلا ،تشابه اسمي رهبران اين دوقيام است ، رهبر شهدا فخ حسين بن علي است ورهبر شهداي  كربلا نيز حسين بن علي است، يكي ديگر از نشانه هاي مظلوميت شهداي فخ آن است كه به رغم  شواهد فراواني كه برشهادت آنهادر منطقه وجود دارد واماكن مختلفي به نام شهدا اسم گذاري شده است ،ازجمله شارع الشهدا،(خيابان شهدا) محطه الشهدا،(پمپ بنزين شهدا) بقاله الشهدا،( بقالي شهدا) مدرسه الشهدا،(مدرسه شهدا) وامثال آن لكن از هر كس به پرسي  ، اين شهدا چه كساني هستند وقبرشان كجا است ،مردم اظهار بي اطلاعي مي كنند ،درسال 1379 هجري شمسي براي اولين بار بازحمت فراوان درجستجوي آدرس از اهالي منطقه  وبااستفاده از راهنمائي يكي از مديران قديمي كاروان  توفيق تشرف به زيارت اين شهدارا پيداكردم،  قبر مطهر آنها درداخل فلكه اي در يك منطقه مسكوني قرارداشت ، غبار و خاشاك بيابان و زباله هاي رها شده د ر آنجا چهره آن مكان را تغيير داده بود، وهيچ اثري از قبور مطهر وجود نداشت، پس از آن در سفرهاي بعدي به صورت مكرر در جمع زوار توفيق تشرف به آن مكان را پيدانمودم  وهرزماني كه مشرف مي شديم ،بااشك وناله وتأثر فراوان ، باكمك زائرين  نسبت به پاك سازي وتميز كردن آنجا اقدام مي كرديم ،اما با كثرت، رفت وآمد زائرين ايراني به اين مكان ، براي من اين نگراني شديد وجود داشت ،كه حاكمان سعودي ممكن است اين فلكه را شبانه تخريب نموده وهمه آثار آن را محو ونابود نمايند، همان طور كه  مقبره علي بي جعفر (ع) در مدينه منوره كه در يكي از محلات قديمي ومسكوني سمت چپ منطقه احد به طرف مدينه  قرار داشت و رفت آمد طلاب ايراني براي زيارت ايشان زياد شد شبانه آن را تخريب نموده وآثار آن را محو كردند ، گفته شده است كه پس از تخريب جنازه سالم بود ه وشبانه آن  را به داخل بقيع منتقل نموده ودفن كرده اند ، لكن از آنجائي كه خداوندبه  شهداي مظلوم فخ ، عنايت ويژه دارد ، وسيله اي توسط خود مخالفين ، فراهم شد و روايتي را علماي اهل سنت از منابع خودشان پيدا كردند كه احتمالا عبدالله بن عمر در اين مكان دفن شده باشد،بنابر اين در 1381هجري شمسي بادست  حاكمان سعودي كه همه آثار مسلم تاريخي را تخريب مي كنند ، به استناد اين روايت  دور اين فلكه را كه قبور شهداي فخ داخل آن قرار دارد، ديوار كشيدند وبراي آن دري گذاشتند وروي آن نوشتند ،(مقبره عبدالله عمر رقم 2 ) پس از آن نگراني من بر طرف شد. وحرم اين شهيدان از هرگونه تعرضي مصون ماند ،و هر گاه به زيارت اين شهدا  مشرف مي شويم بوي عطر شهداي كربلا را احساس مي كنم ، خداوند زيارت آن هار ا به طور مكرر نصيب وروزي  همه ما به فرمايد.پس از توضيحات فوق ، درمورد اين شهدا به نقل وبررسي تاريخ مي پردازيم:


[1] - آثار اسلامي مكه ومدينه ص 106

 

 

 

 
http://barrudkariz.shblog.ir/
 
http://barrud.rasekhoonblog.com

 

 شكلك هاي محدثه
احمداسماعيلي كريزي/"استان خراسان رضوي،"
 
 

تاريخ اماكن مكه ومدينه(52): ازكتاب حرمين شريفين نوشته حجت الاسلام علي اسماعيلي كريزي

 


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۲۱:۳۸ ] [ ahmad ]


كد خبر: ۸۳۳۲۳

حديثي تكان‌دهنده براي صاحبخانه‌ها

در كتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» نوشته شيخ صدوق حديثي از امام صادق (ع) نقل شده كه مضمون آن بسيار تكان دهنده و قابل تامل است.
عقيق:در كتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» نوشته شيخ صدوق حديثي از امام صادق (ع) نقل شده كه مضمون آن بسيار تكان دهنده و قابل تامل است.

شرح اين حديث را در ادامه مي‌خوانيد:

من كان له دار و احتاج مؤمن إلي سكناها فمنعه إيّاها قال اللَّه عزّ و جلّ: ملائكتي عبدي بخل علي عبدي بسكني الدّنيا و عزّتي لا يسكن جناني أبدا.

كسي كه خانه‌اي داشته باشد و مومني محتاج سكونت در آن باشد و او نگذارد، خداوند عزوجل مي‌فرمايد: فرشتگانم! بنده ام به بنده ديگرم در مورد سكونت در دنيا بخل ورزيد، به عزتم سوگند هيچ گاه در بهشتم  ساكن نخواهد شد.

منبع:تسنيم
 
 
 
 
 
 
http://barrudkariz.shblog.ir/
 
http://barrud.rasekhoonblog.com

 

 شكلك هاي محدثه
احمداسماعيلي كريزي/"استان خراسان رضوي،"

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۱۶:۰۵ ] [ ahmad ]


 

 

كد خبر: ۸۳۲۹۵

 

آيه‌ها و آينه‌ها؛

 

چهار عضو يك خانواده با دو عبا!

 

جان و مال آدمي براي قشر مادي نگر ارزشمندترين چيزهاست و گذشتن از آن بسيار سخت و محنت آور است زيرا آن را تمام سرمايه زندگي خود مي‌دانند، اما آنان كه خود را از مرداب دنيا بيرون كشيده‌اند و به آن تعلق ندارند، جان و مال خود را در عوض بهشت با خالق خود مبادله مي‌كنند.

عقيق:آيه:

خداوند متعال در قرآن مي‌فرمايد:

إِنَّ ٱللَّهَ ٱشْتَرَى مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلْجَنَّةَ توبه/111

خداوند از مؤمنان، ژوئن‌ها و اموالشان را خريداري كرده، كه بهشت براي آنان باشد.

آينه:

حكايت؛ مرحوم شيخ زين‌العابدين مرندي از اعاظم علما و مجتهدين و زهاد معروف در نجف اشرف بوده‌اند. ايشان داراي سه پسر بنام شيخ مهدي، شيخ هادي و شيخ هدايت الله بودند هر سه از فضلا بودند.

چون شيخ زين‌العابدين غالباً در منزل بود و يكي از آقازادگان نيز بايد حتماً براي برطرف كردن حوائج مردم در منزل مي‌ماند، ايشان با ايثار و ازخودگذشتگي بجاي آنكه چند عباي اضافه در خانه داشته باشند، به بينوايان كمك مي‌كردند و براي خود و سه پسرشان مجموعاً دو عبا تهيه‌كرده بودند، اين مسئله از شدت زهد و ورع آن مرحوم بود زيرا در داخل منزل عبا لازم نبود و هم‌زمان بيش از دو نفر بيرون نمي رفتند، وقتي‌ ايشان فوت مي‌كنند و مي‌خواهند جنازه را بردارند، براي دو پسر اين عالم وارسته عبا بود و براي پسر سومي عبا نبوده است.1

تيره روزان جهان را به چراغي درياب                 كه پس از مرگ ترا شمع مزاري باشد 2

پي نوشت:
1.
با اقتباس و ويراست از كتاب مردان علم در ميدان عمل
2.صائب
منبع:حوزه

 

 

 

 
http://barrudkariz.shblog.ir/
 
http://barrud.rasekhoonblog.com

 

 شكلك هاي محدثه
احمداسماعيلي كريزي/"استان خراسان رضوي،"
 
 

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ دى ۱۳۹۵ ] [ ۰۲:۱۲:۵۲ ] [ ahmad ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ]
.: Weblog Themes By tinablog :.

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
درباره وبلاگ

سياسي،اجتماعي،فرهنگي
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب

|